Machine transcription
۲۳۳
به پیش کلشن حسن تو از حیا طرزی نفس گدازی دل عرض شبنمی دارد
جواب صائب در بند یگانه گفته
هر که بر خود چوخم زلف تو تا بی دارد پیر صید دل مطلوب طنابی دارد
خواب در پردۀ بیداری شحتم منوست ای خوشا دیده که در هجر تو خوابی دارد
از محیط غمم کو هر دل میجوشد شوخیا با محک از عقد حبابی دارد
هست در زمرۀ عشاق علم همچوسلم هر که از لعل خموش تو جوابی دارد
نتوان شست چوشبنم رخ کل وقت سحر هر که در چشم تر از دیده کلابی دارد
مرغ تنها شدم از چشم تو بد مست در ان خجت هر کو شه چو من مست و خرابی دارد
کاه در آتش مایم دگهی با غم و درد دوزخ هجر تو هر گونه عذابی دارد
بیش از چشم سیه مست به سینه شود دلم از بخت جگر طی کبابی دارد
بسر و چشم من ای سرو خرامان بنشین که به پیش تو روان چشمۀ آبی دارد
بر رخ یار بنهد پای زغرت طرزی هر که بر خود چوخم زلف تو تابی دارد
جواب صائب
یا د لعلش مغر ما را چودر شور آورد باده در ساغر ز خون داغ منصور آورد
سیل چوافتاد ز غم سینه پیکرم ای زحم کهنه احر سر بناسور آورد
از کف دست سلیمان بخت می اردک هر که در کاری زهمت روی چون مور آورد
موج اشک از چشم ترم از سرگشت سر ببالا میرود چون آب جو زورآورد
گریه تم بر کل از ناز بخرامی صبا کهت کل را باستقبال از دور آورد
جلوۀ یا د تجلیهای حسن روشنش نور بینائی روان در دیدۀ کور آورد
صاف مشرب از خراش سینه مینارد سبحی ام از خاک شخم دل بکف نور آورد
غیر رشوت کار زحمت بانکهی شکل است طاقت بار گرانرا دوش مزدور آورد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
