Machine transcription
۲۳۳
با رخ زلف تو هر کس که هوائی دارد کو بزی شاد که خوش صبح و مسائی دارد
کر چه از شوخی چشم تو دلم شد بیمار از اشارات دو ابروت شفائی دارد
مشک چین پیش خطت گر بخطا لاف زند شو اشفته که در اصل خطائی دارد
شادم از بخت سپید زانکه زمین خاکستر رخ چون آئینه دوست جلائی دارد
گرده پامال جفا خون دل عاشق را چشم بد دور عجب تک حنائی دارد
هیچ دانی که چرا قامت محراب خمید پیش ابروی کجت قبله دو تائی دارد
ساقیا باده گلگون بمن ار کف حبیب زانکه باغ از گل رو آب و هوائی دارد
پیش شبنم که ست همچو غلامان در باغ نرگس استاده و در دست عصائی دارد
گر بدل عقده فتاد از خم زلفت صد شکر که چو یا قوت لبت عقده گشائی دارد
گوش زن قول رقیبان مخالف جانا صوت عشاق حزین سید نوائی دارد
شعر طرزی بصفات مه روی تو شها گهر بحر گرانمایه بهائی دارد
بیدل و حسن بیدل در کابل گفته
بها ر جلوه دیدار عالمی دارد که در گداز دل آئینه شبنمی دارد
زغفلت است دلم مست خنده عشرت چو صبح گر چه همین فرصت دمی دارد
مرا ز خطی حسن خارد ا ر جنت شد حضور روشن دل کو جهنمی دارد
سراغ داغ دل بید و بادست آور کیه دامن زخمی که مرهمی دارد
چو بحر گرچه کنارم لبالب است از و بسان موج در اغوش من نمی دارد
هزار شیشه جگر دوز میتوان انداخت تپچه قدم چو کمان کجت خمی دارد
خم شکسته مینا نه جام عشرت است حضور بزم تو کرب و غمی دارد
دلیل راه بیابان گمری شد چو جان غول عجب چوں آدمی دارد
من و شراب سراسیمه تو کتاب مصلی درین زمانه بلی هر کسی غمی دارد
بیدلش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
