Machine transcription
نیاید از دل امید چاک بیدردی چگو ایغا
که جام بی مودات جزو بی کی صفا دارد
جواب شوکت در کام گشته
مگر آن گلشن خوبی بطرف باغ جا دارد
که گل از برگ خود آئینه بهر رو نما دارد
مگر سوی گلستان میرود یارم که از خجلت
شکست رنگ بر رخسار گل آثار پا دارد
از ان رو سر قراری میکنم در زیر شمشیرش
که تیغش بر سر من سایه بال هما دارد
در ان مسجد که از دست نگارینش چکن طفلم
هزار استخانش موج از برگ حنا دارد
دل آور پر ستم جیش لعل آتشین او
بسان خال رخسار تو آتش در با دارد
سرم بران زق راه سجده افتاد کیباشد
که سر خط جبینم رقمش چرو با دارد
ز بس کز چشم مستش ناتوانی داشتم هرگز
نگاهم در ضعیفیها رمزی گام عصا دارد
در فصل بهار در بندی خانه امیر شیر علیخان که بر دوستی امیر عبد الرحمن خان
قید نموده بود در کابل گفته شد
جهانی در تماشای چراغان چشمها دارد
دلم در کنج زندان ناله زنجیرها دارد
دلم در کنج زندان هیچ آسایش نمی بیند
نظر در خانه تاریک بینایی کجا دارد
ز بس رنج غم شکست اجزای وجود من
تنم چون حلقه زنجیر نا پا صدا دارد
جوانانی که گردم حلقه چون زنجیر میگردد
ز لطف و مرحمت جائی بلی بر لب دعا دارد
درون بزم زندان هر طرف پیش و پس من
بکھتاقیر از شمشیر هر دو نا دارد
ز بس شمشیر جفای خار طبعان همچو بردیدل
نفس در سینه تنگم خک در زیر پا دارد
ازان چون سایه از پهلو بپلو میهم میگردم
که پای رستنم را دست قطعیت حنا دارد
شدم تا بسته زنجیر از غم گرد خود گردم
ز پیگیری مرا سرگشته همچون آسیا دارد
ز بس در شعله درد گرفتاری دلم سوزد
دلم چون اخگر سوزنده آتش در با دارد
خدارا شب آزادی ندارم مطلبی دیگر
بلی هر کس درین عالم بدل یکمدعا دارد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
