Machine transcription
جای شبنم از گلش رنگ طراوت میچکد
خامه طرزی بیا دش گلستان دق
باغ حسنش را عرق از بس مجلائی آب داد
باغ نسرین را بموج آب سنبل تاب داد
من اشعاره
شوخی جلوه حسن تو چنان بازم داد
از پی شوخی ناز تو بمحفل دیشب
کوه بخت برخ گل پر پروازم داد
انقدر رفتم از خود که دل آزارم داد
نفس سردم و باز گل از سر گیرم
سر بپل نهادم موج بلا
شمع سان تیغ تو تا گردن سرافرازم داد
آن بت فتنه گر خانه براندازم داد
سگه خاموش نشستم تنکیان حسرت
کبک را غفلت عشرت بپر شاہین داد
سرو چشم تو آهسته تر آوازم داد
خنده قهقهه در چنگل شهبازم داد
گل نکرد عکس من از بسکه کدورت دارم
چون نگاهم ز ضعیفی سر رفتار نبود
حسرت در آئینه کز تهمت پردازم داد
جنبش آن مژه جرأت پروازم داد
ضعف پیری بمد عجز مرا برد آخر
سوز دل بود همان تا لب داغ نمود
زندگی خو بقم انجام را غازم داد
طرزی رسوائی همین جنگ غمازم داد
بر دوش بیدل در کابل گفته
سیند ما از ان در بزم وصلش ناله ها دارد
مگر عزم گلستان آن گلزار محبوبی
که ان کشتن بجان از شوق اتش زیر پا دارد
که رنگ گل چو نگهت در چمن پروانها دارد
برواج حسن او بازار عشق خاکساران شد
ر همنشین طبعم غبار آلود میکرد
برخ آئینه از پرده ز خاکستر جلا دارد
زعکس عارضش در سبزه دل ازین صفا دارد
بپای سرو نازس خرامان می بسان آید
گهر ما ان کف دست نگارین بد شیرم
بگلشن باغبان چون قامت سر و کلی دارد
که زخم بس او رنگ از خون حنا دارد
ز زلفش سر مکش که وصل خصالت همین است
که این شام سیه دل روز روشن در قفا دارد
نباید از
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
