Machine transcription
مجنون چون بادستی کاشانه را برآورد
تیشه مزار شیرین بنیاد آورد
قامت آزادگان از بار بی برگی خم است
دس گرانی بی بری بردار آورد
چشم گویی تو از بس لحجه افتاده است
سرمه خاموشی مردم بفریاد آورد
فیض استعداد ذاتی قابل عطف جلی
الفت سرشار او ما را به بیداد آورد
در نفس بالم شکست و استخوان در مغز
کیست تا از من پیامی سوی صیاد آورد
مکث ساعتی این آخر مرا تصویر کرد
این شکست رنگ ما را پیش بهراد آورد
پیش یاران در میان عجز زیم حضور
چون سپندم دود کرد شو قش بفریاد آورد
از خجالت رنگ تصویر شیر بشکند
بیستون چون تیشه پر خون بفریاد آورد
دفتر تار خرد شکسته رنگ ماست
قطره های دل پیام بسیا د آورد
در چمن چون غنچه از صد جا گریبان میدرم
دل چو با خود لعل خاموش ترا یاد آورد
سیل اشک چشم آه دل بهم افتاده است
تا چه آفت که این باران با این باد آورد
طرزی بهر زحمت بزم شهنشاه جهان
باده نوشان شیشه از چشم پریزاد آورد
من نتايج طبعه
باغ خطش را عرق از بس بخوبی آب داد
سبزه اینک قلم موج طراوت آب داد
پنجه سیلاب آب چشم از پهلوی در
کوشهالبها بکوش حلقه گرداب داد
از شکستن حلقه در کوش بتان نالنده ام
بسکه چون کاکل مرادست غم او تاب داد
زان بخوبی سر نشان سرو گلشن میکشد
گل قد نازک نهالش را مدام آب داد
سرمه کوبا در دو دو د و دای بینشی است
زان پیش چشم دم چشم او را خواب داد
در دل ناف غزالان ختن اما و چین
رشک زلفش غوطها در خون مشکناب داد
اضطراب نبض دل از بس که بیحاشو
جویش مینابی موج چشمه سیماب داد
خانه دل از متاع در د مالامال بود
اشک لخت خونر اسیر سیلاب داد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
