Machine transcription
برگردن دلدار در بنا گوش گل حیات
بیتا بے بیقرار تر از زلف یاریچ
بیدل بطرزی گفت که بیعقرب خطش
طومار ناله ام همه جا رفت ماریچ
از طبع خود در کراچی گفته
کم ز بیکاری بتاب طره دستار یچ
یکتفرن جون فکر سعی رستمی در کاریچ
گفته بیعشق خوبان بار دوش کردنت
رشته الفت ببر در عرض دستاریچ
هر که می پیچد بخود خود عقده خود میشود
تا کره را هست شیدا اندکی گلماریچ
چند پا مالی کشی چون زلف در راه بتان
هیچو کا کل مبر و پا کرد در طی یاریچ
در خیال پیچ و تاب طره پر تاب یار
از تف تاب تفن خود بسان ماریچ
دل معمای عجب در سر معنی بسته است
کرده تا چندی پیچی بس که اسراریچ
تا محور خورشید و شامت باه باشد در مل
هیچ گردون اندر شب کرد و سیاریچ
راه از کفار تا گردار دور افتاده است
طرزی از کفار بگذربس که داریچ
ردیف الجیم دیوان طرزی حبا
بسکه چشمم کشته محو جلوه دیدار صبح
گل بدامن میبرم امروز از گلزار صبح
خور زطبعم میکند کسب ضیا زیرا که من
خوانده ام آیات نور از مطلع الانوار صبح
از سویدای دلم خورشید خاور میدمد
تا نهادم چون نقط سر بر خط پر کار صبح
بر شبستانه مشک ختن گیرد خطا
شمه هر کس شمید از غنچه عطار صبح
ای بسا گل کز گلشن فردای محشر بشکفد
هر که او امروز شد مشغول استغفار صبح
سر گران هستیم از خواب عدم فردای من
هر که زد تا جرعه از ساغر سرشار صبح
خواب غفلت در حقیقت مایه مرگ و فنا
وای بر چشمی که نبود طرزی بیدار صبح
در تتبع بیدل گفته
گویی چو کافی محب افتاده در میدان صبح
کیست نسق میدان ما ید گوی چوگان صبح
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
