Machine transcription
فریاد درو اده راه نفس گرفت
بارگران قافله در کش جرس گرفت
عنقا بی بی نشان بکل بادم نشست
شهبار کوه قاف شکار مگس گرفت
از طرز ناز جلوه زیبا قامتیر
براب فلک آینه پیش و خس گرفت
از بس مساحت قوت بازوی شجاعم
در چارسوی عشق تو در دم عسس گرفت
از ضیق دلم دو قدم پیش می نهاد
دامن زپشت سر بمد ونیم نفس گرفت
چو کودکان عطای فلک ناشناختیم
چیزی که داده بود بما باز پس گرفت
شیر فلک بدست تواند شکار کرد
هر کس که کرک نفس ببند رس گرفت
با اهل دهر خاطر آزاد صاف نیست
در ناکسان کسی نتوان نام کس گرفت
از بسکه غول نفس دلم را ز راه برد
شد بر هوا سوار و سراغ هوس گرفت
کفتم بباله طر ز می شود باز خاطرم
آنهم زبخت بدلب چاک قفس گرفت
جواب صائب در کابل گفته
مادر چمن نقاب ز روی نکو گرفت
از شرم غنچه دست خجالت در گرفت
هرگز لغزشی زسد کردش پیشیر
هر کس بکوی میکده دست سبو گرفت
از نسبت جمال تو ای نور بهار حسن
کلشن رواج تازگی از رنگ بو گرفت
تا کف ماند زار دل سینه فکارم
کز دیدن تو گریه مرا در گلو گرفت
از گفتگو بی ست حریفان مست کوی
بی گفتگو که طبع مرا گفت کو گرفت
باد صبا چو شبنم کل در عرق نشست
از بسکه در سراغ رخت جستجو گرفت
مادر چمن زطره پرچین کره کشاد
مانند نافہ ناف کل و لالہ بو گرفت
از رنگ شعله برکف خس بسته ام حنا
دستم چو طرف دامن آن شعله خو گرفت
تا خط گرفت کام امید از دهان یار
دندان کند با سر لب آرزو گرفت
بستم دکان سیز بب ازار عاجز
تا عشق راه چاره ام از چار سو گرفت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
