Machine transcription
انه برای صیدم ای صیاد دام دانه مرغ زیرک طبع را نتوان بچشم دام گرفت
طرزی دلداده از کوی تو میت نشانم دستی برسرمیرود دست دکر بر دل گرفت
جواب صائب در کابل گفته
دلم ز مدرسه و بحث قیل و قال گرفت شراب اگر نبود میتوان سفال گرفت
چواهر من که برد خاتم سلیمانی صفای حسن ترا خط بدست خال گرفت
اشاره ایست که از دل سرگذشتن میدان دل شکسته از ان زلف لام و دال گرفت
جلای چهره اینها ست خاکستر صفاز سبزه خط حسن ان جمال گرفت
نشان سطر خط لوح کتاب ایام است کسی که درس بنمر یاد از کمال گرفت
بمجر زتبه خورشید بی زوال رسید چو طرزی هر که پی حسن بیزوال گرفت
بر طبق بیدل در کراچی کشته
از لغرش نفس دل من با صفا گرفت تصویر عکس باز ز دست هوا گرفت
چون میتوان که شب خفا شکار کرد دون همتی که همت دامن بامعا گرفت
صد خار حسرتم بمجگر همچو کل شگت بوی ترا چو غنچه ز دست صبا گرفت
ذوق فنا بجیب بقایم نشانده مارا خیال هستی ات در نا گرفت
نازک ادا فتاده ز بس ناتوان تو تصویر موی بر لب حسینی صدا گرفت
یک آه درد ناک بعالم نمیدهم شکر ز دست داد نی با صدا گرفت
درد فنا ببرم چمن و دش نفب زد از کل کلاه بر در سوسن قبا گرفت
رنگی نداشت در کف دست خون من از روی عجز دامن برک حنا گرفت
خضر ای خط سبز تو از طالع رسیا جا همچو خضر بر لب آب بقا گرفت
طرزی نفس چوساخت مدل موجب از رفت و آمد نفسم دل جلا گرفت
بر روش بیدل در کراچی کشته
دیاد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
