Machine transcription
بهار رنك زپامالی توحاصل شد
خمار دست تو از بار کل بچنگ گرفت
کشودن در فرج لبت بکینه داشت
تبسم آمد و قفل از دهن تنک گرفت
هزار شیشه دل میسدا چو غنچه شکست
زکرد سوسه صدای قنا که سنک گرفت
نزاکت کل رویت ز بس لطافت داشت
مژه کشودم در وی تو کل برنگ گرفت
ز بسکه بیو سرم دود شمع کردن بود
بسان ابله افتاد و پای لنک گرفت
بزور بازوی عشقت که میزند پهلو
غزال کوه محنت دراغ از پلنک گرفت
چو طرزی داشتم آزادی از کرفتاری
بدام نازمرا لعبتان شنگ گرفت
جواب صائب در کابل گفته
تا که طرف چشم رخسار و خطش کاکل گرفت
پیش نرگس لاله دست از جیب کل سنبل گرفت
زان کند وصف رخ کل را بصد دستان ادا
خامه دستان سرایم درس از بلبل گرفت
در میان بزم چون مینا سرافرازی کند
هر که زان ساقی سیمین ساق جام مل گرفت
در جهان رفتنی هر کس اقامت میکند
رهبر دی باشد که منزل را بروی پل گرفت
بر کردن کذارد پای از اغزار و فخر
تا چو کرد از خاکساریها پی دلدل گرفت
پاک چشمان را بود معشوق دائم در کنار
شبنم خاکی دامن جا بروی کل گرفت
با یهود و مومن و کبر و مسلمان ساختم
طرزی با وسعت مشرب بمیرا کل گرفت
جواب کلیم در کابل کشته شد
بسکه دل در حلقه زلف کجش منزل گرفت
جای هر پیچ و خمش را رقعه رقعه دل گرفت
کشته طر ز شهید مشهد الفت شوم
کر وفانون من اخر دامن قاتل گرفت
میتوان مجنون صفت هم دوش با لیلی شست
هر که چون کرد از طلب دنباله محمل گرفت
کر چه غرق بحرم اما تشنه کامیها بجاست
خشکی بختم چو کو هر دامن ساحل گرفت
بر رخش مسه در کشاید عالم با لا زغیب
هر که چشم و وزن امید خود را کل گرفت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
