Machine transcription
۱۸۴
از شراب عشرت ارمن ساغر عظیم تهی است
شیشه ام از نا امیدی دست زیرسنگ داشت
نوعروس تیغ را بند و حنا دست بهار
غنچه گل زان بگلشن پنجه کلرنگ داشت
تاکه زد بر تار جانم زخمه مضراب غم
هر رگم مانند تا رچنگ صد آهنگ داشت
قطره سیماب را ذوق دویدن آب کرد
کوهر من از روانی دست و پای لنگ داشت
شد نگارستان ارشک معانی صفحه ام
خاطر طرزی فسون سحر در آهنگ داشت
برطرز بیدل در کابل کشته
بلبل از وصف کل روی تو قیل و قال داشت
در چمن رنگ گل از شوق پریدن بال داشت
طوطی طبعم بگلزاری که کرم ناله بود
میل از شور نمو شبها زبان لال داشت
قطره را با بحر اگر نسبت کنی خجلت کشد
ابر پیش گریه ام زان آب در غربال داشت
جسم زارم را هجوم مویه کردن موی ساخت
استخوانم را خیال ناله نی نال داشت
در هوای چشم مست ولعل می الود او
از حساب باده حام می طپ تبخال داشت
جوهر آیینه ما همی بروی تابه بود
شوخی حسنش که در آیینه ام تمثال داشت
عندلیب باز از داغ دل کردن طوق شرد
بلبل از رگهای برگ کل بها خلخال داشت
این غزل را چون شنید آن نکته سنجند بلکه از ظرافت گفت الحق شعر طرزی حال داشت
در بزم حضور پر نور اینجانی بزار گرایانی کشته
کره ناله من در دل آن مه اثری داشت
کی جور و جفا در دل سخنش اثری داشت
هر گرد لب لعل تو خط کشته نمودار
یا مور در ان کوشه سراغ شکری داشت
زان چهره زیبا و کلو کوشه زرین
بالله مهی دیدم در فرق خوری دار
بگشای لب غنچه و بنمای عیان در
تا خلق بدانند که دگان دلمری داشت
زلفیت زد و جانب جنست کشته پریشان
چون زاغ سیا هیت که خور زیر پری داشت
در شب رخ شمع مثالت بحر گل
میسوخت چو پروانه اگر بال و پری دار
چکین
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
