Machine transcription
۱۸۰
سپس کج دلم شود راست سعی مردم
زان کهجا است بطبع کج اختیار درست
در شکستن در معجون شرافت دارد
مشک دگر نبود کوهر شهوار درست
چون صنوبر بکنی دل بپرا به طرز
بسکه افتاد دل از دیده خونبار درست
مرد و شش بیدل در نسخه کشته
ز طرز تا نشود کار طبع خسته درست
موی کس نکند شیشه شکسته درست
غبار ماند اگر دوستی صفا گیرد
کدلی کره نشود رشته گسسته درست
کشا د و بست جهان در کشاده دهیهاست
که نقش کار نیاید ز دست بسته درست
بغیر رشته الفت کجاست جمعیت
چو رشته داد بهم دست گشته گشته درست
نوشته دست قضا ما بلوح خط قدر
کسی چو من ننوشته خط شکسته درست
درست کوی جفای فلک برو جرمی
ز سنگ زخم خورد چو گوشت پسته درست
سخن درست چو گوی قبول دل کرد
که با بدوش کند از سوی دسته درست
درست از دم گرمت نمیشود دل من
کجا نفس نشود شیشه شکسته در ست
نباید هیچ ز دست تهی بدون طرز
که نیست جرات پرواز در پر شکسته درست
هنگام جدایی از یار دلسوز ار بصد سوز د گداز کشته شد
تنها ندیده در غم جانانه خون گریست
دور از لب تو ساغر و پیمانه خون گریست
پیش تو چو شمع تو از بسکه سوختم
بر سوزش دلم دل پروانه خون گریست
بیگانه خوی من نشداشنا ولیک
صد اشنا ز خوی تو بیگانه خون گریست
از چشم مهر رس که در دشت بیخود
مجنون بحالت من دیوانه خون گریست
در طره ات چو دید دل پاره پاره ام
از رخم چاکهای دلم شانه خون گریست
تنهای باده هم چو حبابی بسکده است
چشم زبسکه بر در میخانه خون گریست
طرزی ندور فراق اسخت خون دیده بیست
دور از لب تو ساغر و پیمانه خون گریست
دررهگامی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
