Machine transcription
نه این زمان دل من برده جلوه قد تو
چو سر و بنده قد توام ز روز الست
تو تا بباغ خرامان شدی بطرف چمن
ز شرم سرو سهی بر کنار جو بنشست
هوای سرو قدت ساخت قامتم چو کمان
خیال قد تو چون تیر سینه ام را خست
ز شرم قامت سرو روان او طرزی
بباغ سرو سهی پای در گل حبر است
هنگامی که از اسپ افتاده دستم شکسته بود در قندهار نگاشته شد
برخ چو یار طرۀ خود مو بمو شکست
سیل سرشک از مژه سد جهار شکست
بی پشت طاقتم مگر صبر و پای هوش
از دست طاق ابرویت ای تندخو شکست
در پیش چشم مست تو ساغر کشد مدام
انکس که پیش ازین همه جام سبو شکست
نسرین و سنبل و سمن و لاله را نکر
کز خجلت رخت همه را رنگ و بو شکست
یک مو شد که وصف تو گویند هزار
گرچون قلم زبان من از گفتگو شکست
بشکست نوک ناوک مژگان او بدل
چاک دلم نکرد رفو از چه رو شکست
طرزی بکام دل نرسیدی بوصل دوست
هر چند پای سعی تو در جستجو شکست
از طبع خود در حیدرآباد دکن نگاشته
خود که دیده است خم طرۀ دلدار درست
با شنیده است دل عاشق بیمار درست
در غم عشق کسی خاطر اسوده ندید
نتوان شیشه برون برد ز کهسار درست
عاقبت هم چو شکلی بلب گور
که از ین بحر سبو نایدت هر بار درست
بلبل است بپای خم گلبن مکنت
یک لب ساغر گل نیست بگلزار درست
شیشه و ساغر و مینا و صراحی در بزم
خود نمانده است یکی زان بت خمار درست
منعطف نشود به دل آزرده ما
مو میانی نکند شیشه مو دار درست
جگرم خون شد ه از ناخن و خصل بیجا
خاطر غنچه که دید از سخن خار درست
در جهان مرد تمام است بچشم مردم
انکه گفتار نمود است بکردار درست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
