Machine transcription
داغ شد دل تا نفس در شوخی پروازها
بسکه دست ناتوانی پر به ساحل داده است
نشه در مغز ته دستی دماغ دل گرفت
موج کشتی بر سر دریا دواند چون حباب
بسکه فکر کاکلش اندیشهام در مغز سوخت
شعله اخگر میشود چون از طپیدنها نشست
از ضعیفی سوی بالا پر مرا در پروا نشست
باده در ساغر پری در دامن مینا نشست
ساحل از خشکی دماغی بر لب دریا نشست
طرهی از وحشت دلم در دامن سودا نشست
بر طاق حافظ عیب اللسان قدس سره کشته
کسی که دید بخواب آن دو لعل باده پرست
هزار شیشه دلها بطاق سینه شکست
در کشاده بود قید گاه این جهان
هزار حاصل سرسبزی از تعصب شرد
دل شکسته من از فغان عنان نگرفت
ز عارض تو بود دل چو غنچه خونین دل
سفینه غزلم را برند در عالم
جهانیان همه یک سر شکار مر کشتند
گشاد و بست عجیبی ز زلف او دیدم
فدای چشم تو گردم باین نگهداری
بروی شام گل ناز میکند مقری
چو چشم یار بود تا بحشر مست و خرابست
ز ناز ناگه دو ابروی او بهم پیوست
قبول عام شوی گر کشاده داری دست
ز تخم مهر که بخاک شوره دانه نشست
بلی بلند برآید صدا چو شیشه شکست
به پیش قد بلند تو سرو با شد پست
چو جام باده که مستان برند دست بدست
کسی ز حلقه این زلف تابدار نرست
ز زلف تا گرهی بر گشاد بر دل بست
که دل ز تیر نگاهی همار باز نگشت
کسی که دیده چو چشم تو خواب ناز ندیده است
تمام غزل در تعریف قد کشته
بباغ سرو من از ناز تا کمر بربست
بهر خرام تو کبک و تذرو مانده خجل
چنار دسته و صنوبر بباغ پیش قدت
ز خجلت قد او سرو را کمر بشکست
به پیش قد بلند تو سرو گردد پست
ستاده اند بپای و گرفته دست بدست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
