Machine transcription
بال صحبت پر محرق ریزہ ہست و ژولیدہ ام
بہر کہ از وضع جهان افسردگی گل میکند
گوہر مقصد نہ بیند دیدۀ خلقت بجوب
محتسب تا چند گوئی شیشه ہا بر سنگ زن
کلبۀ ویرانه ام از تیرگیہــــا طارع است
مخمل روی یارم و اشک از دو چشم ما مخواه
نور حق صد جلوه دارد در دل اندر دکان
تا شرہ بر پیچ و خم اشک از گریبانم گذشت
ہر رگم صد ناله در شب داشت تا کانون غم
در دیار ما و من یک مطلب نایاب است
حیف را ای این زمان در چشم رسو باب است
مسکن کوہر سحر در حلقه گرداب است
در حریم ما ضعیفان دل شکستن با است
کسوت ما نبرگستان دامن مہتاب است
دیدۀ آئینہ را از حیرت دل آب است
سجدۀ زخم دلم کن حاجت محراب است
سیل اشکم در روانی کمتر از سیباب است
دل طپیدنہای طرزی کمتر از مضراب است
از طبع خود در قندھار گفته
دل ز جفــــای تو در آزار نیست
هر کہ بعالم پی کاری گرفت
ار نظرم گر فکنی دور کے
بسکہ شدم محو خیالت دگر
چند بدل کرد تعلـــق نـــی
روز جزا وقت حساب و کتاب
طرزی ازان سبحه بچنگ آورد
کوه غمت بر دل ما بار نیست
غیر تو ما را بجهـــان کار نیست
ار قسمت ننگ اند و عار نیست
دیده ما را ســـر دیدار نیست
آئینـــہ ات لایق زنگار نیست
نفع بکر دارد کھنتــار نیست
کر نخورم طعنــــہ تو زنار نیست
از طبع خود در قندھار گفته
بید رو را دلا بساز ذوق میسانیت
قدت قیامتی ست از باغ حسن خاست
زاہد چو تافت روی محراب ابرویت
زمین پردہ با خبر نگر از اہل راز نیست
در بوستان خلد چنین سر و ناز نیست
خواند نماز گریه بساز ان نماز نیست
لبخوانش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
