Machine transcription
آسوده است خاطرم از طعن حاسد
برگرد ما حصار ز سنگ ملامت است
بر فرق شاهدان چمن ابر نوبهار
نی شهر بند یافہ کف دست غایب است
چون غنچه دل همیشه بهار است غنچه اش
هر گل که باز ما خندک مهر جبہہ است
لطف کلام او به تن مرده جان دهد
طرزی بطرز شعر چه صاحب کرامت است
گوید گهر بگوش صدف این سخن بنوش
کر حفظ ابرو طلبی در قناعت است
در غنچگی گوشه عزلت دمی نشست
گل را شگفته چهر از فیض عزلت است
بی باد روی آن چمن آرای نوبهار
بر طبع نکهت گل رنگین کدورت است
طرزی جریده گرد به پست و بلند دہر
مانند آفتاب کرت ذوق شهرت است
جواب شوکت در کابل گفته
دلم ز گرد کدورت زبسکه غمناک است
چو گرد ماه مرا زلف آه پر خاک است
ز گردش فلاک دل ازان طربناک است
که دور چشم تو ما را گه رگ تاک است
ز خجلت تو چنان گشت غنچه غرق عرق
که بوی گل بچمن همچو گرد نمناک است
درون سینه من همچو پسته خندان
بیاد لعل تو پیراهن نفس چاک است
بگوش تو نرسد از ضعیفی تاشم
چه شد که ناله من دلخراش افلاک است
ز دوری تو چمن بسکه رنگ ریخت بخاک
بباغ روی گل از گرد رنگ بر خاک است
برفع کرد صفا گلستان کثرت جمت
باستین رخ آئینه دلم پاک است
جهان پر است نه آدم ولیک آدم نیست
چو گندم از غم بی آدمی دلم چاک است
ز فجر ماست که ظالم چنین کشد گردن
زبان درازی این شعله ز خاشاک است
ز طبع زیرک طرزی سبب چه میپرسی
که نور خاطرش از تاب شمع ادراک است
جواب صایب در کابل گفته شد
در باغ غم از بسکه دل از غصه دو نیم است
بر غنچه دل تیغ دو دم باد نسیم است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
