Machine transcription
چو روشنی دیده ام از مردمان بود
زان چشم من بدیدن احباب روشن است
گفتم چو ذره ایست برت افتاب گفت
این حرف سر بمهر چو مهتاب روشن است
با دوست زندگی طلبی نفس کش ترا
این کیمیا زگشته سیماب روشن است
در حلقهای طره بپیچ و تاب یار
بینائی من بیستاب روشن است
ما را زمی چو جوی و آب رخ ماست شرمنده
هستم که چراغ من از آب روشن است
بیدل در کابل گفته
زنگ غم بر دل من از نفس پاک خود است
گندی طالعم از تیزی ادراک خود است
زاهدار صاف با طینت ندارد خللی
بدی ظاهرش از طینت نا پاک خود است
درة التاج سر عزت شاهان شده ام
تا که در بنجر سرم نقش کف خاک خود است
از دل پاک کنم ناز چوشبنم بر کل
عرقم کوه شرم رخ غمناک خود است
دل افتاده دلان بیش گرفتار تن است
سر پاپند بکل از قد چالاک خود است
جام خورشید بکف از اثر زخم دل است
آه چون صبح من از سینه صد چاک خود است
از پی نفع کند پاکی باطن ظاهر
زاهد از سبزه دندان پی مسواک خود است
پیر پروانه بال هوسم پرندهد
صید ما پر شکن حلقه فتراک خود است
جز گرفتن ندهد دست کشاد چنگش
کف ممسک صدف کوهر امساک خود است
ہر مرض راست دوائی ز شفا خانه فیض
زهر را طبع اکسیر دم تریاک خود است
زندگی سدره ناز نفس شد طرزی
دل من آبله پای رگ تاک خود است
جواب صائب در کابل گفته
رنگ بہار باده مینای عشرت است
بوی کلش کرشمه ساقی صحبت است
از جوش غنچه شاخ نهال درخت سیب
موج تبسم لب معشوق عشرت است
دانی که غنچه با تو چپ کوید بزیر لب
بینی که سیر کل بهاران غنیمت است
اسوده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
