Machine transcription
زنده می بوی از صحبت خیابت شاخ کل چون خشک میکرد دبش است
از برای هستی طبع مریضان سخن شعر سرشار تو طرزی چون شراب است
جواب صائب در کابل گفته شد
یک جهان سر جوش از جوش خم خانه بها است هر دو عالم جرعه از قلقل سینا است
افتاب کرم رفتاری که بینی در جهان کمترین برق از پی خنک جهان پیما اوست
حسن کامل جلوه صرف خاکساران میکند وزه از سرگشتگان بر نور سوا اوست
چند میکردی پی او کعبه و بتخانه را هر دل موری صحیفہ زاکبر بی جادوست
کرجمال او نه بینی عیب در چشمت بود ورنه در هر ذره پیدا عارضه بیما است
هر چه می بینیم جمال یار می آید بجشم بسکه عالم جلوه زار پر تو سجا اوست
رحم بر یک قطره خون بسمل ماچون کند یک جهان چون کشتہ شمشیر استغفا اوست
کرنواز دور بیندازد بقعرای دل فکمرن زیرا کہ انهم مهرا تھا اوست
در دل هر ذره یا قوت و مرجان مضمر است العل یک زمین دل حسن جهان ارا اوست
بر سر هر خاردنس کل جلوہ یکسان کند این تجلی خاصه ان حسن بیتا اوست
کوه و صحرا پایدا زوره عکس اوست اسمان و چرخ سرکردان یک ایما اوست
هشت جنت یک نسیم از کلشن طعش بود هفت دوزخ یک شرر از گرمی تهمها اوست
چون شعر طرزی درون سنگ دل افشانند هر کرا در سرسمان ذرہ سودا اوست
بر طبق بیدل در کابل گفته شد
بحر امکان در تری از بلس لب ابره چون صدف صد جاکره هر قطره ابدا رکنو
در کفم سررشته از ان تار زلف سنگونی زخم دل چون چاکهای شانه فارع از روید
سخت رویی سنگ میخانه شرف شیشه را از طبع نازک طبس مستان مرید
نا جدا یک از ان موی میان افتاده ام با دان موی میان در چشم راحت مجوکو
فاصلی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
