Machine transcription
هر کس که دوستی نبرد با کسی بسه
آن نخر ها که ماده برآند بدوستی
رندان بکار پشم جل خر نمیخرند
اهل کمال دین بد و عالم نمیهند
طرازی به بوته خردش چون گداختم
مگذر ازین طلا که نیرزد سنجا ک هم
انها کسی میان کسان کمتر از خس است
هم ماده هم ز است همان که کرکس است
از روی زهد گرچه معزز چو اطلس است
دنیا بدین هر انکه فرو گول و مارگست
نی سرب آدمی آهنی دار ز یکی جس است
اوصاف ناکسان چگی کفتگوبس است
بر روش بیدل در قندار گفته
بسکه از سوز غمش ما را سراپا آتش است
چون سپند از جا اگر پرشیت جسم عنبرین
مست ساقی را خمار از جام مینا نشکند
داغ حسرت بسکه در باغ دلم کرد است به
چون اجل ساز د کمین آهوی دشت ختن را
بستی داسیم ما را حاجت گلزار نیست
چون سمندر غوطه در آتش ان دیتریم
چاره غیر از سوختن طرزی درین کلینی
شمع آسا دسته کل بر سر ما آتش است
بیقرار ناله ام ما را ته پا آتش است
می لب میگون چشم جام و مینا آتش
چون بهار لاله مار ا جمله اعضا آتش است
برد یش خودام دشت کوه و صحرا آتش
خاطر آزرده گان را سیر کله اتش است
برسر ما ز حجر قدت نیزه بالا اتنشت
از پرمور و مگس تا بال عنقا انتش است
جواب صائب در کابل گفته شد
سبزه خط تو خرم زان بردی جهویت
جای دل در سینه میرانده نشینن است
دل بفرمانگها ، ترک چشم تیر انداز تو
ریشه نشود نمای جود یا در رشت است
نوک پیکان خدنگ نازت از بس دکلت است
از هجوم ناوکت پر تیرا ز ترکش است
نیمی با دل زیر تیغ ابرویت نشست
از شراب حسن تو چون چشم از بس سر خوست
در شهادتگاه نازت دل بزیر پا فتاد
در هوای سر بریدن بسکه تیغت سر کشات
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
