Machine transcription
۱۴۸
کر ترا قوت بازوی دل از پشت حواست
دل نومید مرا تکیه بر الطاف حق است
نیست بر برگ گل این دانه شبنم بچمن
گل زشرم گل رخسار تو غرق عرق است
بیحجاباته چو خورشید در آدر بزم
که مرا بسیت چو شمع سحری باک نتق
جز و آشفتہ دلیحالت نالان دروم
نشود دستت اوراق کریگستان
از تف عشق تو بنجاب دلم خشک شده
ریش خونین و آب مژه پیگان
تا ابد زلف سخن را نگزارم طرزی
از سخن کام وزبانم چو قلم گر چه مشق است
بر روش بیدل در قندهار گفته
بوجود دین تنک تو ما را قسم است
که لبم سخت غنچه باغ عدم است
شوق و صف دسین تنگ تو بکشود لم
که زبان تا بگلو شق شد همچون قلم است
بگه آئینه در مشق تحیر همه سوخت
تماشای جمال تو عبث متهم است
از نسیم نفس نکحت گل داغ شود
نکه شوخ تو آئینہ بران در ستم است
خفته ام در گل عجز از اثر گریه خویش
اشک چون شمع مرا ابله زار قدم
نام آئینہ چو خورشید جهانگیر بود
بین که حیرت زدگان ما نجا نا علم ات
اشک کفر است زحیرت دکان تحت
دیده آئینه از خشکی خود غرق یم است
سایه سوختن از فرق سرم دور مباد
که چوشمع از لب داغ جگرم جام جم است
پش خونخوار بیت ای شوخ تحرت قتم
بیک جهان طیش کشتی و بکفشی کم کم است
مرده ام درشش و نقش قدم شد آخر
قامتم سیکه بپاو بخم زلف تو خم است
چند پرسی که بچیدی گل عشرت چیمن
دل شکفته طرزی ثمر نخل غم است
دراجمیز شریف گفته شده
خواجہ ہر دو سرا خواجہ معین الدینت
که غبار در او سرمه حور العین است
زان سر خواجگی از عرش فراز و کیک
بنده خاص در مالک یوم الدین است
برادر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
