Machine transcription
تا که چشم به مست تو هماز افتت
چین پیشانی من پرده در راز افتت
باده از قانون خط جام زدم
برق تا زان همه از اوج فلک میگذرند
انکه بر صید دو عالم بکشاید مژگان
گاه در آب نرم گاه بر آتش سوزم
راستی نغمه قانون رگ ما ر دل است
گفتم هستی سخن نیستی آمد بخیال
زان سبک پر زدن از چرخ فلک میگذریم
در شب و روز به بیداری و در خواب و خیال
در شر و شور عدم صائب شوکت جوشید
سوختم بسکه نهان طرزی ز شوخی با اسیر
چون مژه سرمه غبار ره آواز افتت
رنگ بازی برخو خشمک غماز افتت
ریشه نشئه می تار رگ ساز افتت
انکه از خود گذرد فکر سبکتاز افتت
چشم شاهین من و دیده شهباز افتت
چکنم دیده و دل فتنه در انداز افتت
صوت عشاق کز و عربده ساز افتت
سخت نزدیک بانجام من آغاز افتت
چونکه جنبش مژگان پر پرواز افتت
ذکر تو فکر تو و یاد تو دمساز افتت
بر لب از بسکه رسانیم و آواز افتت
دل پروانه بفروغ گهر راز افتت
من طبعه
خیال چشمه که طاقت ربای هوش است
صدای من قلم تا بگوش چرخ رسید
بسان خط نگین سحر تم جهانگیر است
بحرف زار یه همرگی گذارم گوش
مرا ببردن پیمان مکن تکلیف
زبسکه زمزمه را ست بسته اید دل
چرا بمعنی اسرار فهم من نرسد
زبسکه عشق مرا جوشش میدهد هر شب
که گرد سرمه غذای کف خروش است
سواد خال که مهر لب خموش است
عقیق لعل که مهر لب خموش است
که پنبه سر مغز خرد بگوش است
سبوی باده پیر مغان بدوش است
صدای نغمه او ناله خروش است
که حسن رخ یار فهم و هوش است
درون خم می سر شور است جوش است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
