Machine transcription
از شمعش مشرب پروانه در شب داشتم لیکن از سوز آتش عشقش سمندر پیشه ام امشب
بیاد عارضش تا غنچه سان با خود گرانم چو گل رنگین پیراهن رواندیشه ام امشب
کنم فریاد از بس در هوای لعل شیرینش هند ناخن بخستن از جوشش سرچشمه ام امشب
سراپا استخوانم آب شد از گرمی خوبش فکند از شعله خونینها شرر در پیشه ام ا.
زبس از برق حسن او بسان شمع میومم دود چون شعله آتش در افکار ریشه ام
خیال چشمش از بس در رگ و پی میدود طرزی بود چون دانه انگور پر می شیشه ام
من طبعه
شیشه بالیده بخود باده بجوش است امشب جام از جوش صفا عکس فروش است امشب
پیش بختم هر که زستی سر افتاد چو جام پای او همچو سبو لایق دوش است امشب
تا مگر از سر مستی سخنی گوش کند جام در پیش صراحی همه گوش است امشب
از لب جام رسد مژده عشرت در گوش قلقل شیشه مگر بانک فروش است امشب
پیش مینا و می و جام و عذار ساقی نی تمیز و خرد و عقل درهوش است امشب
وه که از نعره مستان و خروش محمود باز در بزم محب جوش و خروش است امشب
لیجه پیمانه بکف دور تسلسل دارد نعره مجلس ما نوش بنوش است امشب
چنگی از چنگ بنه چنگ و مزن نائی نی یار در پوشش و پیوسته خموش است امشب
چون کسبب نای بعبارت می معنی نکشم که چو خم سینه ام از درد بجوش است امشب
به که در بزم حریفان چو صدف دم نزنم کز گرانی سخنم خیمه کش است امشب
باز سینای معانی نگشایم کانجا یار نازک بدنم سنگ فروش است امشب
گفت ساقی بعبارت بکسالب طرزی که چو در حرف توام حلقه بگوش است امشب
جواب بیخود
کرم است ز بس شعله صفت پیکرم امشب از اخگر سوزنده بود بسترم امشب
چون
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
