Machine transcription
هستیم را از ظلم موج خشکی بسته اند
خشک کامم گرچه هستم غرق حین آهن درآب
خرقه زاهد شراب الوده می اید برون
بسکه کفر واز شعف سجاده چون سوسن درآب
جاده تجرید را صد رشته تار زحمت است
رهروان عشق را بر پا خلد سوزن در آب
بسکه از بحر تعلق پایدامن میکشم
تر نمیکرد د مرا همچون دامن درآب
غنچه ها همرنگ گردو از خجالت چون حباب
در چمن گرد د بشوید عکس با ه من در آب
فرق در طرزی مبدل غیر اسم و رسم نیست
آب در گلشن نمایانست چون گلشن در آب
بر روش بیدل
درین چمن چه خیال است آرزوی طرب
چو گل بیا در و هم گز کنده سایم لب
بهار خط تو ظلمت می بوسه بار آورد
بپرده شب تار است چشمه مطلب
بجلوگاه تو شوخیت دیده وا کردن
گسسته حیرت انگنها عنان ادب
چو شمع زندگی ما بشعله جگر است
دگر زسوختن جان ما مپرس سبب
ز جور اره دهقان روز کار مباد
بریده دست کسی کو فشاند شاخ عنب
ز پیش لعل لبت نام بوسه می نبرم
که اب میشود از نازی که بودان لب
ز اضطراب چو سیماب حیرتی دارم
اگر بآئینه پهلو نهیم نیست عجب
زتیغ ره زنی عشاق خود مشو غافل
که خوابگاه سحر است چین دامن شب
ز شرم جوهر شمشیر چین بدا من زد
چو تیغ ابروی ناز تو چید چین بغضب
بجار سوی فراقت زحجاحی اشکم
شکست رونق بازار شیشه های حلب
ز بس بعشق تو جان سوختن رواج گرفت
چو شمع سوختگانت برشته بند و تب
گرچه دورم از و پر جدانیم طرزی
که ذره شبلی ماست افتاب نسب
بر طبق بیدل
زلال آب بقا از لب سرا بطلب
حساب حاصل عمر خود از حباب طلب
سرای
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
