Machine transcription
بگلشنی که خیال رخ تو جلوه کند
زخجلت روی تو گل چین در یا است
سحر بطرف گلستان شنید لم بلبل
که می سرود بصوتی که جان دل میخواست
که شعر طرزی افغان نتو ناله من
که در کمال فصاحت شعر بیتا است
یگانه قبله این جهان که گاه بیان
بحر نظم کلامش چو گوهری یکتا است
چو کان نظم کشاید زبان بسحر بیان
به پیش گوهر نطقش نطق گرا ما را است
علو رتبه نظمیش بلند تر ز سهیل
عروج پایه شعرش فرا تر از شعری است
زچنگ بازیخابیش نمیرود بیرون
اگرچه طائر مضمون به بیضه عنقا است
بصفحه جای سخن ار قلم در ریزد
مگر که خامه او همچو بحر گوهر را است
ازان برشته مسطر کشیده ذره گهر
که گوهر سخنش همچو لؤلؤ لالا است
چو زر سکه معنی بنام خود نزند
که سایه قلمش در ظل بال هما است
حدیث بلبل شیرین بیان گل بشنید
بخنده گفت که ای بلبل این چه فکر خطا است
ترا چه حد که کنی وصف سحر بازی سخن
که از فضای جلالش قسیر فهم رسا است
کسی که هست بو صفش زبان ناطقه لال
چه جای مدحت هر ناسزای هرزه درا
بنزده گر شعر از مداد زنگ کشد
ترا فصاحت رنگینی سخن ز کجا است
مرا تو شعر بدیعش بدید مجنون شد
که شوخی سخنش همچو طره لیلی است
شکسته رونق بازار ساحران سخن
که دست قدرت او در سخن ید طولا است
شنیدن سخنش میرباید از دل هوش
که چاشنی کلامش چو نشئه صهبا است
عروس معنی شیرین او چو حور العین
برد عبارت رنگین چو حله دیبا است
مداد نقطه الفاظ شعر شیرینش
سواد مردمک نور دیده بینا است
خیالهای متینش نزد اهل کمال
برای جذب دل عاشقان چو کاه ربا است
نظم شعر خودش نظم شاعران جهان
همان مقابله قطره در بر دریا است
بطرزی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
