Machine transcription
۳۳
نسیم عاطفتت حلم اگر کند بنمو
برون بجای شرر آید از حجر لاله
وگر بگلشن کوی تو باد لطف وزد
زجای گرد بر آید ز رهگذر لاله
بروی مجمره گر عکس عارض توفتد
بجای شعله برون ید از شرر لاله
ز لطف جود و سخای تو ای سخی باز
بباغ تاج زمرد زند بسر لاله
زشوق مدحت ذاتت به آهن کسا
گرفته قطره مانند کبک زر لاله
بو صفت این غزل تازه صبح سکیختم
زرشک سوخت کلزار چون سقر لاله
چو عکس آن لب میگون فتاد بر لاله
میشد و آنکه گردید و نوشه لاله
چو ز هر سبزه نماید نش ز رشک رخ او
بجواب دیدن او خون فم جکر لاله
بروی سبزه کل با مداد دوده مشک
نوشت وصف رخت را به نیشکر لاله
طراوت کل رویت بگریه ام افزود
چنانکه در چمن از قطره مطر لاله
ز بسکه داغ تمنای آن کل رویم
چکد بجای سرشکم ز چشم تر لاله
زعکس لعل می آلود روی گلگونت
شراب ناب و بالا شدست در لاله
چه هست کو بر و آتش در و در میان
کلاه چرخ اور وزان بسر لاله
بباغ پیر بن باز می کند بکتا
ز بس بدست غمت کشته جاره لاله
زدوری کل رویت ز بس نشاند اسف
بخون بد نشسته است تا کمر لاله
بکارسخت دل پاره جگر آورد
که بیزر است همین داشت محضر لاله
ز ابر لطف توی مستلفت ایکیوان قدر
که میزند بسر فرق خود سلاله
همیشه لاله بروید سبز و و ین حجت است
که عارض تو بر آورد سبزه بر لاله
بقدر ریختن خونت صیحه صحرا
بخاک کوهکلم کشت و بسپرا لاله
بهان غزیز بود داغ سینه در نظرش
مجید ول پر داغ زان ببر لاله
بباغ سبزه ل داغدارم اربینی
مطر چیکی از باز بروکر لاله
با نور ریخت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
