Machine transcription
که شاهجهانی را بر تخت نهند تختش
که مرد دلیری را بر چرخ کشد ایوان
بر تخته مرک افکنده در بیکسی و غربت
شاهی که نشان او شاهان جهان حیران
بر مرد و زن افغان میکرد ز بس رحمت
شد نام شریف او سردار رحمدل خان
سر خیل همه افغان در اصل در دران
از سوی وطن آمد شادان ببرۀ ایران
شاهنشه ایرانش از رتبه و جاه او
بر صدر نشانیدش با عزت با صد شان
آخر بد و صد حسرت از دست اجل نوشید
پیمانه مرگی را کرد در برفتش جان
در وقت وفات خود با شاه وصیت کرد
نعشم برسان شاها در پای شه مردان
از پهلوی دینداری این رتبه و عزت یافت
آسود دران مرقد از همدمی قرآن
بر نیمه شوال در آخر یکشنبه
بر ملک فنا زد پا در مملکت طهران
چون بود بهار جان در باغ دل طرزی
جو سال وفات او در باغ بهار جان
قطعه برای عاکف پادشاه وزیر سلطان ۱۳۲۸
آصف جم مرتبت یعنی که عاکف پادشا
انکه یک قدرش از جوزا فراتر آمد
اصل پاکش آب از ابریز کی خورده
زان چو کوهر های او بر فرق سرها سر آمده
با بزرگیهای دانش ماه چرخ و آفتاب
از سها و نقطه و از ذره کمتر آمده
در بلندیهای اوج هردال چرخ عقل
رای او روشتتر از خورشید انور آمده
پیش ماجوج ستم از تیغ سدی بسته است
تا ارسطو عاکف سلطان سکندر آمده
خاک پایش از شرافت بسکه دارد آبرو
سرفرازان را بسا از جای افسر آمده
طرزی افغان بیمال هر دلی پابند
از برای التجا بر خاک آن در آمده
چون بزرگان بیدماغ و کم سخن افتاده اند
گفتگوزان مختصر بر طبع خوشتر آمده
طاس نرد چرخ بر حکم تو بندد نقش کار
تا کشا و دست در برد بای وششدر آمده
قطعه در بغداد شریف گفته شد.
هیچ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
