Machine transcription
۱۶۸
تاریخ وفات عیال سردار عطاء الله خان فرمود
عرصه شطرنج دهرنچه بازی نمود بر رخ فرزین شاه فیل برانداز کین
کار حریف فلک چال دغا بازیست گرچه بود فیل تن نیز بدرش زمین
پیچ نریس کجروی پس پر فیل بند اسپ اجل افگند رخ رخ شاه چین
گاه رخ حال او شاه دود دور فیل گاه چیدق ز یر افگند از پشت زین
اسب رخ و فیل و شاه مهره پنج و شند هست همه بر نشین مرخ انش مبین
ای فلک غثه جو دشمنیم با تو چند کافکلی در پای فیل دلبر مارا رزین
انکه ریس نازکی خورشید بیش ثبت پا گر بنهادی زناز پا بر خ یاسمین
انگر شرم و حیا در رخ ائینه در میکندش انفعال جائی ق ال جبین
بیست ربیع اول روز دوشبنه بصبح جانب فردوس رفت چاک تن نازنین
ان گل گلزار حسن ارنب نگین و ناز داشت چو نرگس شرم چشم وی باین
از سم اسب اجل در نظر مردمان جای قبا چاک گشت جان و تن نازنین
پیکر روشن زمین رفت سر مغزو هوش بیخود و بیهوش رفت جانب خلد برین
مادۀ تاریخ او خواستم از پیر عقل زانکه رخ او مر است ائنه دور بین
گفت که طرزی مباسشر بخدا دیم ایل نکته گویم ترا خوب چو در ثمن
تاج ملاکت نهاد بر سرش و زد بگشت پادشه نیکر قا وز اسب اجل بر زمین
تاریخ وفات قتل سردار فتح محمد خان فرموده
از بسکه ظلم جا از زمانه بدر رفت جفا و جور برون از شماره عدد است
جفا و جور فلک ارحساب میرو نیست نه یک نه یک نه هزار و نه نیم نه صد دست
جفای او نه جاه تا میرسد تنها که جور او بسر ام وات دسم حد است
ولا چه شکوه کنی از جفا و جور که چرخ بفرق آدم خلیش حو آب در مد است
کی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
