Machine transcription
رخش او که بود هشت ملک را زینت آل
رخش ملک زینت مال
پیکت او که بود تخت کلمات کمال
پیک اوت ملک روی جمال
تویی معلم و معمر عالم و تویی که مفصل
تویی معلم عالم تویی که مفصل
تویی به ادن عدل عادل و تویی که بیدل
تویی به عدل عادل تویی بیان
همیشه لطف تو غمخوار ما غریبان است
لطف تو ما غریبان
بطبع تست چو بسیار و لنواز بها
بطبع بسیار و لنواز
ممالک ملکوت کمال را سرور
مالک کمال سرور
تویی معلم اول که عالمی در علم
علم
علوم دائره دار تو و پره اسلام
علوم دایره دار رسوم تو
چنان ز دهر شد آقات از وفاق تو گم
افاق از وفاق تو
مباد و همه آفاق را دبات بود
افاق را دبات بود
چشم مست تو از نشه پر خمار شود
چشم تو نشه پر خمار
زروی خوب تو چون طرف لاله زار شود
روی طرف لاله زار
هزار بار بجان تیر مار یار نشت
هزار بار ان تیر یار نشت
ز درد هجر تو دارم را برویت چون مو
درد دارم از رویت چون
دو چشمت از پی مستی که هست در مراد
چشمت مستی در
مرا بغیر گناه و بجر جرم و خطا
بدون جرم و خطا
چه غنچه است دور لغت که عالمی را دل
زال عالمی
بزلف سرکش تو ما قد و و تا گویم
زلف قد و تا
همیشه بسته ز هر در کنی طپش محکم
بسته در خاک طپش
دو دو دیده پی سایه اش عظمیه عکس
دو دیده پی
مدار کار سیه رونق صغار و کبار
با دست ناز کی شهر کوچه و بازار
زهمسران همه فاضل ز اقربا سالا
ز هجران همه مادل به همدان سروا
مادل
تر است در کمربسیار دلنوازی کار
بسیار و لنواز
خوش است تو با مر غریب حیران با
اغالی کلمات کلام را سردار
تویی که کرد پیش تو عالمان اقرار
نجوم را بچه زان تو بر فلک دوار
که طبع مردم آفاق می کشد آزار
افاق می
مباد بدم محن وفات سیل و بها
برایتی که خماری بود دلی بشیا
خط چو سبزه ولی سبزه چو خط عبار
بذوق خورده ام و از فغان نکرد قرار
خورده ام فغان
هزار ناوک پرخار زان گل بیخار
ناوکان
بغمزه خون ل مردمان بریز و خوار
غمزه خون ل مردم بریزد
دو زلف سر کش تو تا بپای ژل چنیا
زلفت
بهار موی بیاویز و از یمین و یسار
بیاویزد
که دل چین و خم و پیچ تست تا بر سا
بنار و لطف خداوند خالق جبار
لطف بر خداوند
که بهر عدل و کرم آمده درین بازار
بهر عدل
رخش او که بود هشت ملک زینت مال
پیک او که بود تخت کلمات کمال
تویی معلم عالم تویی که مفصل
تویی به ادن عدل عادل تویی بیان
لطف تو ما غریبان است
بسیار دلنواز تست تو ما غریبان
مالک ملکوت کمال را سرور
عالم علم و علوم دایره دار تو
(افات از وفاق افاق ) کی کینه
افاق را دفات بدم افات
چشم تو نشه پر خمار است
روی تو چو طرف لاله زار است
هزار بار تیری بخان نشت
فغان ز درد هجر دارم برویم چون
دو چشمت از
بجهت کناه بخره خون مردمان
جرم و خطا
زلف دل عالمی بوی آویزد
باقد و تا
بسته خاک طپش عظمت امد
عدل به عدل کرم بر کرم اورد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
