Machine transcription
صحیفه ٦٤٩ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
با چند قطعه عکس دلبران مصری گرفتم . و قتیکه میخواستم برایم .
صاحب دکان گفت :
افندی اگر میخواهید دگر رقم عکسهای بسیار اعلا هم دارم .
گفتم – نشان بدهید که به بینم ؟
مرا بدرون دکان برده از رقم تصویر های برهنه زنان ، و انواع رذالتهای
مستهجنه شهوت برانگیزانه را دیده تعجب کردم . مگر همین چند دکان
عکس فروشی ئیکه درین بازار است اگر چه در ظاهر بر روی دکان خود
شان تصاور فوتوگرافی ، مناظر مختلفه واشخاص متنوعه را گذاشته اند
ولی در حقیقت تجارت یگانه شان عبارت از فروختن همین گونه تصویر های
مستهجنه است که بر سیاحین رهگذر میفروشند ، و پیسه های بسیاری
کماهی میکنند .
والحاصل از دیدن این تصویر ها اوتاق خوابگاه (ست میرنو) بیادم
آمده دلم را یک تیره گی و تنگشی پیدا شده از دکان برامدم و برلب دریا آمده
و تذکره مرور خود را از جائیکه تسلیم نموده بودم گرفته و در یک قایقی
نشسته بوابور آمدم .
رسیدن من در وابور همان بود و برداشتن لنگر همان وابور بحرکت
افتاد . در ین اثنا زنگ طعام نیز نواحته شده بر سفره بسیار مختصری که
بسبب گرمی هوا برسطح بام قررها گذاشته شده بود نشستیم . جمعیت سفره
ما از دو کپتان ، و پیر مرد فرنگستانی و خود من مرکب بود . از اجسام لطیفه
نسوان اثری نبود که سفره ما تند چشم بی نوری مینمود ! ...
طعام بکمال سکوت و سکونت به انجام رسید . هر کس پی کار خود رفتند .
منهم یکقدری نشسته و حوادثات باقی مانده امروزئی خود را قید و ثبت کتابچه
خود نمودم . و با وجودیکه روزیقه در شش ساعت خوابیده بودم باز خود را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
