Machine transcription
صحيفه ٦٤٨ سياحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
بسیار بازینت و صفایی و خیلی شیرینی و فراخی یکسر بصورت متوازی بسوی
جنوب ممدود شده رفته است. و باز این بازارهای متوازی در هر یکچند مسافه
با بازارهای دیگر متوازی که از شرق بغرب ممدود شده است همدیگر خود را
تقاطع کرده است که هیئت مجموعه شهر عادتا بيك شبکه بازارهای راست
وصاف مختلف الاستقامت میماند .
این شهر يك جوان سی ساله تر و تازه ایست که پیش از سی سال يك كلبه
ویرانه هم درینجا نبود . بلکه يك دشت صاف و هموار بی آب و علفی بود .
از وقتیکه ( فردنیاند دوالیسیپس ) مهندس مشهور فرانسوی بعملیات
کشادن کانال متصوره خود شروع نمود و اینموقع اول مدخل کانال بود از انوقت
اینشهر نیز در اینجا اساس و بنیاد گرفت شهر در منتهای شمال کانال واقع شده
و روز بروز در وسعت و ترقیست .
شهر پورتسعیديك شهر فرنگستانی ایست که بهیچ چیزی بشهرهای
ممالک شرقیه نمیماند . يك جوی از نیل هم کشیده شده در آن آمده است که
آبیاری و طراوتش را سبب شده است .
از اول بازاری که بدست چپ بسوی جنوب دراز شده بود داخل شدم
فراخی و صفایی زینت دکانهای آنرا خیلی نظر ربا یافتم . عمارتها و بناهای
بلند و جسیمی دیدم که تنها از آهن و آینه های بلور بوجود آمده بود . بظرف
یک ساعت از بازار ببازار گردش کرده واپس بهمان بازار اولین آمدم که
درین وقت شام هم شده بود ، و همه شهر بیکباره کی بچراغهای بسیار روشن
الكتريك منور گردیده بود . علی الخصوص چراغهای بزرگ و بلند لب
بندر آنقدر يك روشنی وافر مهتابی داشت که اگر مبالغه نشود برای يك
شهر کفایت میکرد ! از دکانهای عکس فروشی بسیار با زینتی که درین بازار
بود یکچند قطعه عکس فوتوگرافی مناظر مصر واسکندریه و پورتسعید را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
