Machine transcription
صحیفه ۶۲۸ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
— بفرمائید بیگ افندی ! خوش آمدید صفا آوردید !
گفتم — خوش یافتم صفا یافتم ! ای دلبر مهماننواز !
گفت — يك کمی بنشینید تا من رفته حضرت ست را خبر بدهم !
اینرا گفته برآمد. حماد نیز از عقبش برآمد. این اوتاق يك اوتاق
میانه خوش فرش پاك و نظیفی بود که تنها با دو شمع روشن بود. و از انسبب
نسبت بخانه هایی که باالكتريك نی بلکه بالامپه های تیل خاک روشن باشد
نیز خیلی تاریکتر مینمود . ازین قصر و این اوضاعهای پنهانی دانستم که
حمادالاسود راست گفته است وصاحبهٔ این قصر از زنان عادی نی بلکه
کبار و اشرافست .
بعد از پنج دقیقه حماد درآمده گفت :
— بیگ افندی ! گمان میبرم که امشب يك حظ وسروری بگیرید
که تا بسیار وقتها حماد تاز افرا موش نکنید .
گفتم — چسان حماد آغا ؟
گفت — خادمه دختر را استنطاق کردم . گفت ست تابه یازده بجه
با بعضی مهمانهای خود در چوترهٔ باغ نشسته بود بعد از یازده بجه مهمانان
را رخصت کرده بد الان آمد و بمن گفت امشب مهمه حال حماد مهمان خوا
هد آورد . زیرا وابور پر قس عباس از استانبول آمده لابد يك استانبولى
بدام ما خواهد افتاد . این است که از ینسخن چنان معلوم میشود که
مطلوب ست حاصل شده و ما نند شما يك استانبولی رابه دامش انداخته
ام . امید است که بسایه شما بخشش خوبی ازست بگیرم . حالا نکه بخشش
شما هنوز جداست .
گفتم — من از حالا بشما بخشش وعده نمیدهم . زیرا وعده بخشش
سودای نادیده درست نیست .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
