Machine transcription
صحیفه ۶۲۱ سیاحتنامۀ سه قطعۀ روی زمین جلد سوم
همه افسران و عسکر و جنرال بیرون میبرآیند .
اصل مهارت موسیقی شناسی خود را شوالیه یعنی الشیخ سلامه حجا
زی درین فصل تنہائی خود بمخرج میدهد نشیده های عاشقانه محرقانه
محزونانۀ او بسیاری از سیر بینان تیا تر نشین را که یکی از انجمله رفیق ما
جهاد الاسود باشد زار زار بگریه آورده بود (آهها ، بکائھا) را حد و نهایت
نبود . در ین اثنا يك زن میانه سال فقیر ما نندی میدرآید . شوالیه بقهر
محزونانه بطرف او دیده از سبب آمدنش و که بودن خودش سوال میکند
زن میگوید يك امانت دارم که بشما تقدیم میکنم اینرا گفته يك پاکتی
بشوالیه میدهد . مگر این همان مکتوبیست که ژرمن برای شوهر خود
در باب کیفیت خیانت جنرال و اعلان عشق آن خاین و بیگناه بودن خود
با دلایل مقنعه نوشته بود . و خود این زن آن مکتوبرا از پسر خود که
یک نفر عسکر بود بدست آورده نگهداشته بود که بنا بر پاس نمکخواره گی
بشوالیه برساند .
خواندن این مکتوب زیاده تر موجب حزن والم شوالیه گردیده قهر
و غضبش نیز افزونتر میشود . و بر پا خواسته زنرا انعام میدهد و رخصت
میکند . و میگوید ە [ در بخونه بی ژرمن خود را در میان يك آتش
سوزانی حس میکنم . بهر چیز یکه نظر میکنم ژرمن را بخاطر می آورد ،
همە چیزھا بر بیگناهی او شهادت میدهد . از ین خانه يك بوی جنایت
و خون ناحق استشمام میکنم . طاقت ندارم . بصحراھا و جنگلها میروم
بلکه بشکار و گردش یکقدری غمم تسکین یابد . ] اینرا گفته از دالان
بیرآید پرده هم آویخته میشود .
در پردۀ چارم صحنۀ تياتر بيك جنگل پر درخت و سبزۀ تحویل میکند
در يك کنار این جنگل یعنی در نزد يك كنار صحنه که بسوی سیر بینان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
