Machine transcription
صحیفه ۶۲۲ سیاحتنامهٔ سه قطعهٔ روی زمین جلد سوم
موجود است يك کلبهٔ خس پوش فقیرانه و يك زن ژولیده موی پژمرده
قیافت دیده میشود که از میان آن لباسهای کهنهٔ فرسوده رخسار چون
بدر منیرش هر کس را میشناساند که ست لیلا یعنی شوالیه ژرمن است.
يك طفل یکنیم یا دوسالهٔ بسیار محبوب و خوش سیمایی نیز که بايك قبای
کهنه ملبس است در پیشش نشسته . و یکقدری به آنسو يك آهویی نیز
دیده میشود که در سبزه ها چرا میکند .
ست لیلا درین رول خود داد مهارت موسیقی و تشخیص را میدهد .
از هواهای صاف جنگل و آبهای خوشگوار آن بحث میراند ، از گردشهای
فلك کجرفتار، و مغرور نشدن انسانها به اقبال وسعادت نصیحتها میکند.
در قدسیت و شرافت ناموس و عصمت مدیحه ها میسراید . این فلاکت
و ادبار خود را عین نعمت و دولت عظمی میشمارد . چرا که در راه محافظهٔ گنج
پر گوهر عصمت و ناموس خود بآن گرفتار آمده . آخر همه سخنان از
درجهٔ افراط عشق و محبت خود بشوالیه سخن رانده آه هافریاد ها فغانها
ناله ها میکند . نغمه های مختلف مقام آواز او مردمان تیاترنشین را
بوجد ها و فغانها می آورد .
درین اثنا از طرف آخر جنگل يك دود خفیفی و در عقب آن یکصدای
تفنگی شنیده شده آهوی بیچاره بر زمین میغلطد . زن بیچاره و طفل زار
زار بکریه شده بطرف آهوی خود روان میشوند ، ازا نطرف نيزيك
شکاری که بيك نظر شيخ سلامه یعنی شوالیه بودنش را بینندگان درك
میکنند بدویدن برای یافتن شکار خود می آید . از ده قدم فاصله همدیگر
خود را می بینند . در طرفين يك توقف و محویت حاصل میشود . اوضاع
و حرکاتیكه درینجا شیخ سلامه و ست لیلا در رول شوالیه ، و ژرمن
تشخیص میکنند آنقدر نازکیهایی دارد که به ده دوازده صفحه تصویر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
