Machine transcription
صحیفه ٦٠١ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
کمر و با یکيك فیتهٔ کتو سفیدی از شانه آویخته بود در آمد . و بزبان ایتالی
بامن چیزی گفتن گرفت . به اشارت فهمانیدم که به ایتالی نمیدانم به فرانسوی
گفتن گرفت . باز کله جنبانی نفی نمودم . به ترکی بسیار شکسته . « چه
امر میکنید ؟ » گفت . يك آفتابه آب گرم و صابون و يك طشت برای شستن
پاهای خود طلب کردم .
خادمه بر امده بعد از یکچند دقیقه لوازمات را گرفته بیاورد . منم
تا به آنوقت زیر پیراهنی ام را که بر عرق شده بود بر اورده و بدنم را با قولونیا
دلك كرده زیر پیراهنی را پوشیده بودم . خادمه خوش بدن لطیف المنظر
يك زیر لگنی موم جامه ئی گسترده طشت سفید را بر ان نهاد ، و پاهایم را
بدست خود با صابون و آب گرم پاك شسته ضروف خود را پس برد .
منهم تبدیل دریشی نموده و توالت خود را اجرا کرده از اوتاق بر آمدم .
در دالان اوتل حماد الاسود را دیدم که مرا انتظار میکشد .
گفتم ـ چه خبر است یا اخی حماد !
گفت ـ این است تکت شما را گرفتم و بسیار جهد کردم تا به پنج
و نیم لیره فرانسوی با طعام تا به بیروت گرفتم . واپور ایتالی ( هومبرتو )
نام دارد . دو شب در راه روز سوم به بیروت میرسد . بندرها ئیکه تا به
بیروت بران وارد میشود عبارت از ( پور تسعید ) ، و ( یافه ) میباشد .
فردا بهشت بجهٔ صبح باید در وا پور باشیم .
گفتم ـ آفرین حماد آغا ! باقمانده با نقنوت را پیشت نگهدار فردا
حساب میگیریم .
گفت ـ امر از شماست افندم ! اما اینرا بگویم که جناب بیک تا فردا
هشت بجه وقت خود را بچه صورت گذرانیدن آرزو دارند ؟
گفتم ـ ازین سوال شما هیچ چیزی ندانستم من بر گذرانیدن
وقت خود مختارم . جهت تعلق آنرا بشما ندانستم !
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
