Machine transcription
صحیفه ۵۸۷ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
صورت سرشته میکنم .
ابو محی الدین گفت - آیا يك دو شب در اسكندريه خواهیم ماند يا سر
راست خواهیم گذشت .
گفتم - هان ! خوب كردی كه بخاطرم دادی . بتو بعضی گفتنیها دارم .
گفت – مهربانی میفرمائید . ذاتا منهم به بعضی نصایح و وصایای
شما محتاجم که خط حركت خود را بدانم .
گفتم – اول این را بدان که از واپور چون فرانیم بكسريه استاسيون
ريل كه بسوی مصر میرود ميرويم . شما وحضرت پدر در ريل نشسته
بالخير و العافيه بسوی مصر وسويس ميرويد من از ايستیشن واپس آمده
در دیگر واپور بسوی بیروت روانه ميشوم .
گفت – آه ! مگر یکدو سه ساعت دیگر بخدمت بیک خود مشرف
خواهم بود ؟
گفتم - بلی ، پس یگانه وصیت و نصیحت من این است که خدمت
حضرت پدر بعد ازین تنها بر خودت میماند. میباید که چشمهایت را خوب
باز داشته لحظه تغافل نورزی تا بهره وردین و دنیا شوی . از طرف عایله
خود خاطر جمع باش که انشاء الله همه ما يحتاج آنها را بالذات سرشته میکنم .
گفت - سیدی بیگ از من رهگز تشویش نکنید انشاء الله بجان
و دل در خدمت سید خود کوشش خواهم ور زید . و از طرف عیال
خود هم خاطر جمعم . زیرا برا صالت و نجابت کریمانه شما اعتماد دارم . اما
از جهت خود یکقدری پریشانم که در غربت مبادا مفلس شوم و بحضرت
افندی بزرگ خود هر وقت عرض کرده نمیتوانم .
گفتم – ششما هه تنخواه ترا پیشینآ بتومیدهم و مابقی پنج لیره ئیکه
پشت مانده آن نيز بصيغة بخشش از تو با شد دگر چه میخواهی .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
