Machine transcription
صحيفه ٥١٧ سياحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
وخدمت تان که باشد بیقید بر محی الدین آغا امر کنید . من بر او تنبیه میکنم
که هیچ مخالفت نکند .
گفت - تشکر میکنم اولادا خدا از ابو محی الدین آغا راضی باشد دیشب
نيزيك كاسه شوربای بسیار لطیف بماداد. هر قدر ممانعت نمودیم قبول نکرد.
اینرا گفته تشکر کنان و دعا گویان پس بقمره خود برفت از ابو
محی الدین پرسیدم که :
- شوربا را بجه مناسبت به ایشان داده توا نستی؟
گفت - بعد از انکه ظرف طعام را از انطرف آوردم دیدم که همین
خانم و خانم جوان بادواولادهای خودشان در انطرف بر میز نشسته و
طعام میخورند. طعام شان از ان و پنیر و قدری زیتون مرکب بود.
در احوال شان دقت کردم باز هم چنان ایثا نر امحزون وکریه آلود دیدم .
بچه ها اگر چه بشطارت ومسرت طعام خود را میخوردند ولی در چهره
ملك سیمای خانم جوان ، و پیرناتوان آنچنان يك پرده حزن والمی مو
جو د بود که هر بیننده در حال آنرا حس کرده متأ ثر میگردید. لهذا دلم
وابر حال شان يك حس مرحمت و شفقتی استیلا نموده کاسه شوربایی را
که برای خود بر داشته بودم خور ده نتوانسته برده در پیش روی شان
گذاشتم. در اول اگر چه بسیار ناو نوکردند ولی تا به آخر قطره آنرا
خورده با تشکر و دعای بسیار کاسه را بمن پس دادند.
گفتم - آفرین محی الدین آغا. معلوم میشود که در درون سینه ات
يك قلب ودران قلب يك حس انسانیت موجود است. همیشه به امداد آنها
شتابان باشیم زیرا که میداند که چگونه الم دیده ستم کشیده باشند. من
در باب دانستن سبب این حزن شان کوشش میورزم تو حالا چای را بردار
که حضرت پدر چای بنوشند.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
