Machine transcription
صحيفه ٥١٦ سياحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
درین اثنا دروازه قمره باز شده حضرت پدر برآمدند محاوره را بيك
( عفو بفرمائید ) با پاپاس مذکور ختام داده برخاستم . و بسوی حضرت
پدر روانه شدم .
فرمودند - فرزند بقدر یکساعت کامل خواب کردم . حالا وضو
گرفته بر آمدم . شما نان خورده باشید ؟
گفتم - بلی خورده ایم ، آیا حضرت پدر چیزی نوشجان نمیفرمایند؟
گفت - نی ابو محی الدین را از حاضر کردن طعام منع نموده بودم تنها
بيك چای و طعام خفیفی در روزها اکتفا میکنم و در شام طعام میخورم.
با این محاوره تا ببالا برآمدیم . حضرت پدر به اوثاق سیگریت کشی
رفته آوردن چای شاتر اامر نمودند . منهم برای ایفای امرشان بسوی
قمره های سوم رفتم . از زینه ها فروآمده ابو محی الدین را دیدم که چای
را دم کرده و بساختن ظرف چای و غیره مشغولست .
گفتم - حاضری ابو محی الدین ؟
گفت - حاضرم یا سیدی !
درین اثنايك زن پخته سال نورانی ئيكه يك چادر سفید کوتاهی را
از سر بزیر چنه خود با يك پن ربط نموده بود و چادری سیاهش بر دو
شش افتاده بود يك جاینکی بدست گرفته از قمره مقابل برآمده و در پیش
ما نزدیکشده گفت :
- اولادها ! اگر یکقدری آب جوشان داشته باشید درین ابریق
بیندازید ، ثواب تان میشود .
گفتم - هزار بار والده ! بدهید ابریق تانرا !
ابریق را گرفته با آب جوشان پرکردم . و گفتم :
بفرمائید والده خانم ! شمادرین و اپور بیکس معلوم میشود همکار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
