Machine transcription
صحيفه ٤٩١ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
در پیش روی آینه يك ميز گول بدیوار چسپیده روی سنگ مر مری
گذاشته شده بود . در دو طرفه این میز آینه دار دو دروازه دیگری که از
دروازه های قمره های اطراف بزرگتر و همچنین دستگیرها و نشانهابود
بازمیشد که بر سر دروازۀ یکی بر لوحۀ گلنی زرد بسیار با صفا این عباره که
( مخصوص عائله هاست ) نوشته شده بود و بر دروازه دیگر طرف میز
اشارت ( غسلخانه ، ضرورتخانه) نوشته شده بود .
از زینه که بر آمدیم بدست راست گفته دروازۀ پنجمین قمره را که
نمر ( ٥ ) بر ان بود سرقمر وت باز نموده گفت :
- بفرمائید افندیان ! اینست قمره شما .
قمره خیلی روشن و باصفا و نسبت بقمره واپور روسی بسیار فراختر،
وجای خواب آن که دو کوچ فراخ بمقابل همدیگر گذاشته شده بود که با
فرشها و متکاهای بسیار پاك وسفيد ولحافهای مخملین مانند بت داره فرو
ش شده بود . آینۀ بزرگی بدیوار نصب شده بود . میز روی سنگ مرمر
دو طبقه آن که بدیوار در زیر آینه چسپیده بود با آفتابه لگن چینی اعلائی
که لگن آن تا بلیها در وسط میز فرو می نشست و آفتابه آن در پهلوی آن
جای فرو نشستن داشت مزین بود . دو گلاس و دو تنگ بلوری برای
آبخور دن در دیوار به طاقهای چوبی ئیکه گلاسها و تنگها دران فرونشیند
موضوع بود . در طبقۀ دوم ميز يك پيپ آهنین سبز رنگ مجلای رو غنی
و يك آفتابه بزرگ دهن باز از همان جنس نهاده شده بود که در آفتابه آب
شست و شو و پیپ برای ریختن آب مستعمل لگن چینی را در ان مخصوص
بوده از سقف يك شیشه بیضوی بسیار با صفایی از مابین دو برگ برنجی
آویخته شده بود که اینهم عبارت از چراغ برقی برای روشنی قمره بود .
سر قمر وت اینها را یکان یکان بما نشا نداده گفت :
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
