Machine transcription
صحیفه ٤٩٠ سیاحتنامۀ سه قطعۀ روی زمین جلد سوم
اینرا فرموده بپا خواستند. بنده با وجودیکه هنوز بلد و آشنای این
واپور نبودم ولی رنگ نداده رهنمایی را در عهده گرفته به پیش افتادم و بر
زینهئیکه از پیش دالان بپایان فرومیآمد روانه شدم از حسن تصادف
سرقرهوتی که تکتهای ما را گرفته بود بر زینه بالا میشد. نشاندادن قرهٔ
خود ما را به او فهما نیدیم. (بفرمایند) گفته به پیش افتاد. از زینه که
فرامدیم در يك دهلیز با صفای طولانی خود را یافتیم که زمین آن با تختههای
روغنی بسیار پرقناکی مفروش بود، و يك يك قالین کمعرض سرك مانندی
در وسط راهی که در دو طرف دهلیز است گسترده شده بود، طول این دهلیز
تقریباً ده دوازده متر بود. و عرض آن از سه تا چار متر مینمود. در دو
طرفۀ دیوارهای این دهلیز که همه از تختههای روغنین بسیار مجلای با صفایی
بود دروازههای يك يك پلهئی قرهها باز میشد که دروازه بودن آنها از
دستگیرهای بلورین، و نمبرهای آنها که بر لوحههای كوچك چینی سفید بسیاهی
نقش شده و بر جبهههای هر دروازه نصب شده بود شناخته میشد زیرا اگر
این دستگیرها و این لوحهها نباشد دروازه از دیوار شناخته نمیشد.
در وسط دهلیز به ترتیب منتظم به برا بری هر دو قره يكيك ميز
بسیار با صفایی که برای نشستن مردم دو قره یعنی چار نفر کفایت کند گذاشته
شده، و چهار چهار چوکیهای نرم تکیه داری که بر يك پایه ایستاده، و
پایۀ آنهم بهر طرف که خواهش باشد دور میخورد در پیش هر میز گذاشته
شده بود. در ما بین هر دو میز و اهو یکه مانده شده بود باز بهمان قالین کمعرض
مفروش بود. میزها و چوکیها همه ثابت بودند یعنی از جای خود بر
داشته نمیشدند آخر این دهلیز دالان مانند يك کولاوی پیدا کرده در وسط
آن کولاوی در دیوار يك آينۀ بزرگی بدیوار نصب شده که عکس دهلیز
مذکور به تما مها در ان انعکاس نموده يك منظرۀ غریبی نشان میداد.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
