Machine transcription
صحیفه ٤٩٢ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
— دیگر چیزی امری دارید . یا رخصت شوم ؟
حضرت پدر فرمود : مکملست . رفته میتوانید .
سرقروت که نامش ( آلبرت ) است سلام کرده برآمد حضرت پدر فرمودند :
— در انتظام قمره ما هیچ گفتگو نیست . آنهم بدرجه کمالیست . حالا اگر يك جای گوشه برای شب خود یافتیم دگر هیچ چیزی باقی نمیماند .
گفتم — انشاءالله به بسیار جاهای پسندیده طبع حضرت پدر بر خواهیم خورد .
دروازه قمره خود را بند کرده و از زینه بالا برآمده بر سطح واپور آمدیم . در دو طرفه دالان تنزه و هوا خوری بالای درجه اول که در آخر جلد دوم ذکر آن سبقت نمود دو برنده سر پوشیده موجود است که بدرازی خود دالان دراز شده رفته است . از هر دو طرف این برنده ها يكيك زینه گول هشت مرتبه یی بربام دالان سطح واپور بالا میشود از برنده دست چپ بر سرك پیش روی دالان که از یکطرف با پنجره های بزرگ یکباره آینه دالان و از یکطرف با کناره کنار بحر لطافترسان محاط بود براه افتاده تا به آخر دالان رسیدیم . از انجا بدست راست دور خورده در آخر دنباله واپور خود را یافتیم که از یکطرف با دیوار بی پنجره دالان و از یکطرف با دیوار دنبال کشتی گرفته شده بود . درینجا يك تخت صفه مانند شبکه دار چوبی بود که با دیوار کشتی مربوط و از سطح یکقدم بالا بود .
حضرت پدر فرمودند .
— اگر دگر جایی بهتر ازین نیافتیم همین صفه خوب گوشه تنهایی بی مخلیست .
ازین رهرو دنباله کشتی بدست راست دور خورده در برنده دیگر طرف
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
