Machine transcription
صحیفه ۴۸۹ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد سوم
§
در باب احوال جغرافی و تاریخی شهر مینوچهر استانبول که لحظه بلحظه
واپور مارا ازو بمیلها دور می اندازد همینقدر معلوماتی که بیان شد کافی بنظر
می آید . حالا باز بر سیاحت خود رجعت نمائیم :
بعد از انکه سعید بیک را تا بدم زینه مشایعت نمودم و اپس بحضور حضرت
پدر آمدم . فرمودند :
- فرزند ازین دالان چنان معلوم میشود که این واپور ما بسیار منتظم
باشد . زیرا دالان مهمانخانه پادشاهی که دران بودیم نیز به بیم آرایش و زینات
و وسعت این نمی آید .
گفتم – حقیقت همین است که حضرت پدر میفرمایند به این بزرگی
و انتظام يك واپوری بجز واپورهای (مساژری مارتیم) کمپنی فرانسوی
که دوسه سال پیش از ین به امر حضرت پدر برای تقدیم کردن کتاب به استانبول
می آمدم و در یکی از انها سوار شده بودم تا بحال بدیگر وا پوری مانند این
واپور تصادف نکرده ام .
فرمودند - هر چه باشد . ما حالا فکر کار خود را بکنیم . اول باید
رفته قمره خود را به بینیم ، و از اسباب وضوی خود خاطر جمعشده باز به
تدارك يك جای شویم که برای نمازهای نیمشبی من مساعد باشد . زیرا
این واپور به آن واپور روسی نمیاند . سطح بام قمره های آن واپور برای
شغل عبادت من خیلی مساعد و موافق بود . حالا آنکه بعوض سطح درینجا
دالان منتظم آلافر نگه ایست که برای شغل نیمشبی من هیچ بدرد نمیخورد .
گفتم - حضرت پدر هیچ اندیشه نفرمایند ؛ قمره ها همه اسباب استراحت
را دارد . برنده های این دالان نیز برای شغل شب نشینی شان خیلی
مساعد است .
فرمودند - برویم به بینیم .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
