Machine transcription
صحیفه ۳۷۸ سیاحتنامه سه قطعه روی زمین جلد دوم
گفت – واخ واخ ! بیگ افندی می بینم که بسیار سوزناك مقامات
میرا نید ! مباداعشق پاك شما باز شورشها و طوفانها کرده باشد و دیشب
را تا بصبح به ذکر و فکر صوفیانه آپارتمان مادام های آقتریس بسر آورده باشید؟
گفتم – اگر بگویم که ازین افکار سراسر فارغ بوده ام راست نگفته
خواهم بود . اما از لذت و صفای آن نی بلکه از نفرت و کدورتی که ازان
عالم حس کردم !
گفت – ما شاء الله بیگ افندی! به این معمای شما باز ندانستم که ریاضی
او لئی شما چه بود و این عبارة نثر شما چیست ؟
گفتم – هر دو توأم همدیگر است ، وصال جانفزای آن دو مجسمه
لطافت اگر چه یك دو ساعتی بود با ز هم چنان عمری نبود که بعمر جدائی
آن برابر آید. ولی چون میسر و یا بودن دایرۀ بزم انس این گروه لطافت
پژوه را می اندیشم ، و ناپیدا کنار بودن این گردابرا تصور میکنم لذت
آن به نفرت مبدل میشود ، و چون درجه ترقیات صناعیه وفنیه عالم
مدنیت را با این آزادی عالم سفاهت مفرطه آن مقایسه میکنم دلمرا یك
کدورتی استیلا میکند که اینچه علو ، واینچه نزول ؟
گفت – افندتى من همین علو از همین نزول بوجود آمده ، آزادی
حقوق شخصی ، وعدم تجاوز بر حقوق غیر سرور و صفا را که شما آنرا
به سفاهت تهمت تعبیر میدهید نتیجه داده ؛ هوس وشوق عیش و عشرت
احتیاج سعی وعمل را بوجود آورده، احتیاج سعی و عمل صنایع و فنون را
توسیع داده . اندیشه های دور و در از را بخود راه مدهید . حیات ، خیلی
محدود و بی ثبا تست پروانه آسا از هر گل و برگ گلزار حیات استفاده کردن
لازم است . اما اینرا هم بگویمت که مانند عاشق کرم ، و مجنون ، و فرهاد ،
و غیره عاشقهای احمق از بهريك معشوقه مطلق به آه و ناله و زاری بسر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
