Machine transcription
۴۱
پس بیاوردند در زندان بسان یک اسیر
بود لرزان همچو بید و رخت و کالا جمله تر
بندیان از بهر تعظیمش بپا برخاستند
یا امیرالمومنین گفتند و خم کردند سر
بشپلیدندش لباس و ایستاده با ادب
بر میان جان زبهر خدمتش بسته کمر
ای عزیزانم ! نیم اکنون امیرالمومنین
مثل تان هستم اسیری خسته دل خونین جگر
آخرش در نیم شب جمعی ز جلادان رسید
دیدشانرا و جهان تیره شدش اندر نظر
اندران ساعت رگ عباسی اش آمد بجوش
گشت زانجمله به ضرب تیغ خود چندین نفر
جوهر شمشیر عباسی نمود و کشته شد
پور هارون الرشید آن پادشاه نامور
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
