Machine transcription
۴۲
خون ببارید آسمان بر مرگ آن رعنا جوان
آنکه تا وی بود بر تخت خلافت جلوهگر
حال بی باکان شنیدی قصۀ پاکان شنو
یک شب اندر کوچۀ تاریک سالارِ عُمر رض
میگذشت و اتفاقاً در میانِ تیرگی
پای وی افتاد بر پای یکی دریوزهگر
بی تحاشا از زبانِ وی برآمد این صدا
پای من افگار کردی کیستی کوری مگر؟
نیستم کوری برادر عفو کن بهر خدا
کوچه تنگ است و نه کردم سوی پای تو نظر
بر غلطکاری خود خیلی تاسف میکنم
سهو و نسیان است اما خاصۀ نوع بشر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
