Machine transcription
صحیفه ۸۹ تصویرا ت غندمشر (که دکه) المانی جلد چهارم
شراپنل بايك صفير مدهشی از سرم گذر نمود، وچون يكچند قدم گذشتم يك كُله ديگريك چند قدم دورتر در پيش رويم كفيد كه ازين يك دانستم كه بمنطقة مهلكه رسيده ام.
«آخر الامر به ذروهٔ کوه واصل شدم، و درین وقت منظرهٔ میدان محاربه بصورت بسیار واسع وحیرت فزایی در پیش نظرم انکشاف نمود . در طرف راست از دور بحر محیط ماننديك باره ك باريك و سيمينی که از اتصال سما و ماء حاصلشده بود پدیدار بود . در طرف پيش رويم يك ميدان سبز و خرمی كه با ده ها، وصنف بصنف درختها پر بود تمادی مینمود، در طرف چپ و پشت يك كوهی كه بصورت نيم دايره بالوان مختلف بلندشده رفته بود موجود بود.
«لكن اين مناظر لطيف و پر سكون محيطه درينوقت بايك ولولهٔ حرب و قتال پر شده بود . در حاليكه من درينجا تماشای يك منظرهٔ بااحتشامی متلذذ بودم يکقدری پيشتر، از نوع بني بشربك كتلهٔ خون آشام به محو و فنا كردن همديگر كوشش ميورزيدند .
«موضع مدافعهٔ روس اساساً در مابین جادهٔ ( تالنجی ) و خط شمند وفر بدرازی ( ۱۲ ) کیلومتره امتداد یافته بود . جناح راست موضع ه بد شت منتهی شده بود از بحر بقدر ( ١٤ ) کیلومتره دور تر واقع شده بود اینموضع برای دو قول تول غند روس مخصوص بود که یكی قول تول غند (۱) و ديگری قول تول غند ( ٤ ) بود . در ما بين جبههٔ این دو قول تول غند کوه پاره ممتنع التقرب بلند شده بود. این دو قول تول غند از ( ٤٨ ) كندك پياده، و ( ۱۲۳ ) طوپ مركب بود که در زیر ادارهٔ مشتركۀ جنرال (صاروبایف)، و جنرال ( شتاکلبرغ ) مودوع شده بود .
«هنگامیكه من بميدان محاربه آمدم، جنگ طوپچی از ساعتها بکمال دهشت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
