Machine transcription
صحيفه ٢٤١ وقایع از (٤) مارچ تا به (٩) جلد چهارم
«تا بجای که نظر کار میکرد کتله های متحرک ، خرمنهای انسان، عرابه ها
اسپها دیده میشد ، و در میان اینها برقهای سرنیزه ها و سلاح های عسکر
چشمها را میدرخشا نید .
«برف زایلشده بود. برهر وجب خاك نقشهای قدم، واثر نغلهاي بارکشها
و خطهای عرابه ها دیده میشد . در هر طرف اسبابها و اشیائیکه انداخته شده بود
بنظر بر میخورد مثلا بالاپوشهای پوستیندار قزاقها، پاکتهای کارتوس، بوط،
موزه، سپرهای شکارتی که کنده شده و نیم کاره مانده، و بیل و کلنگ، و سلاح صف
صف در میان آن سپر ها دیده میشد. و از ین يك معلوم میگردید که روسها بنابر
مقصدیکه حرکت شان سهولت یابد این اسبابهای خود شانرا انداخته اند بالاپوش
های سمور دار خودشان را با وجود سردی هوا از دوش انداخته حتی موزه
های خودشان را نیز از پا کشیده بر اراضی منجمده پای لخت رفتن را ترجیح
کرده بودند .
« گاه گاهی که این سیلابه عظیم بشري يك مانعة پیش میامدند، مثلايك ده
مستحکمی که هنوز از طرف یکچند نفر عسکر مدافعه میشد، و يا بيك سپر شکارتی
پیش میامدند بی آنكه يك لحظه توقف کنند آن مانعه ها را پامال کرده میگذشتند.
ژاپانها علی الاکثر يك طوپخانه خود را بسرعت پیش رانده ، و بجایکی اخذ
موضع کرده در میان صفهای آخرین فراریها گله باری میکرد .
« روسها مرده گان خود شانرا دفن نمیکردند ، و از بسکه در فرار سرعت
داشتند تنها يك تخته چوب صلیب داری بر سر آن مرده كان بر زمین خلانیده
و نام مرده را بايك قلم سربى بر آن نوشته اكتفا میوزیدند. رفته رفته سرعت
فرارشان بدرجه رسید که برای اینهم فرصت پیدا نمیکردند. بعد از يك كم وقت
برای مجروحین نیز عین همین حال بوقوع آمد. و قتیکه دشمن نزديك میشد مجرو
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
