Machine transcription
صحیفه ٢١٥ وقایع از (٢٦) فبروری تا به (١) مارچ جلد چهارم
زیر بومبارد مان طوپ گرفته شود، اهالی شهر رفته با آن بومبارد مان چنان عادت میگیرد که آنرا يك حال طبیعی میداند که اینحال در (پور آرتور) بواقعی مشاهده شد. زیرا بمجردیکه بومباردمان توقف میکرد بازارها و سرکها از عرابه ها و فیتونهای مردمان شهر که برای هوا خوری میبرآمدند پر میشد. و چنانچه کسی بگوید که «باران ایستاده شد، بیا که بهوا خوری بر آئیم.» در پورآرتور نیز همچنین گفته میشد که «بومباردمان ایستاده شد، بیا که ببازار برویم.»
در احوال عادتی نیز همچنین است : مثلا در روی زمین هیچ وقت بیماریهای مدهش مانند وبا، وطاعون، و دیگر گونه قضاها و فلاکتها کم نمیشود. با وجود آنکه هر روز بسیاری از همجنسان خود را می بینند که بیمار میشوند. و به تهلکه گرفتار می آیند، و میمیرند بازهم هر کس بهمین قانع هستند که من ازین تهلکه ها آزادم، و از انرو هر کس بکمال ذوق بکار و بار خود مشغول میباشند.
اینست که عسکر ها هم بمیدان محاربه همچنین حس توکل نیکبینانه، و اطئمنان جسورانه داخل میشوند. و با وجودیکه بسی از رفقای خود را مجروح و مقتول افتاده می بینند، باز هم چون بسی رفقای خود را زنده می یابند حسیات نیکبینانه شان افزونی میگیرد.
ذاتاً حرب بجز يك شكل خصوصی حیات بشریه دگر چیزی نیست، و از انست که انسانها در میدان حرب تدریجاً الفت پیدا میکنند.
مخابر (پاریزنی) بر تفصیلات وقایع حربیه دوام کرده میگوید :
«یکقدری دور تر از غندك طوپ (اوبوس) ژاپانيهايك مناره چوبی بلندی برپا کرده بودند که انجا موقع رصد اتخاذ شده بود، و بمثابه چشم غندك طوپ شمرده میشد. زیرا در حجره ئیکه از آهنهای خط شمندو فر برین مناره
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
