Machine transcription
شماره ۱۱ ۸۸ جلد دوم، سال اول
خشک کردم، در بیرون بدین باعث دستاس نمیکنم که نپرد
در بین دالان دستاس میکنم، خلیفه صاحبه:
- حکیم از چند روز انتظار دارم که کدام مرکب والا از کوچه
بگذرد که پند بار گل زرد بگیریم که دالانرا سیم گل کنیم
دیگدان ها نیز خراب شده که شما می ساختید زن همسایه:
- گل زرد چه مشکل است؟ وقت چاشت که نزد
پدر هست (که نام پسرش بود) نان بُردم، از آنجا
یک تِگری گل خوب می آورم. زیرا که گل چوچے
پایش دارد. خلیفه صاحبه:
- اگر گل رسید، فردا عوض آرد کردن همین کار را بکنید!
زن همسایه:
- دعا کرده بر آمد بعد از اندک فرصت دیدم که خواهر
خورد هست یک تگری کلان بر سرش و مادر عقب
عقب او می آمد دختر را دیده در دلم خوف پیدا شد خبر
نداشتم که چه آورده است. لاکن بعجلت دویده از دروازه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
