Machine transcription
١٦
چنان برگشته اقبالم که بگریه لبت
غمین شد خسته شد اندوهگین شد زار و مضطر شد
بهر اشکی که بحر دیده زار ریخت از نگاهم
گهر شد لعل شد بیجاده شد یاقوت احمر شد
تضمین
گر سودا نبود ایم امید دل نابود بود
نقد جان رفت و نشد بر قالب فرسود سود
گفته بودی میکشم آخر ترا غافل مباش
در نوای چنگ و نی دارد ازین موعود عود
گفتمش از خنده شیرین نمک بر دل مزن
خندها از ناز زد شورم بدل افزود زود
بر درت مقبول اغیارند و مردودیم ما
چون برون ناید دمادم از دل پر دود دود
رحمت دست جفا بکشا که در روز حشر
آنچه کار آید ترا آنجا ازین موجود جود
غزل چار در چار
بهر جا قامت رعنای خوبان جلوه افگن شد
گلستان شد ارم شد خلد شد جای نشیمن شد
آنگاه ناز آن شوخ نو خطی زاده بر قصد دلم
سنان شد تیر شد الماس گشت و آفت تن شد
جهان از قطره های خوی آن رخسار پر انفعال
چراغان شد ثریا شد عرق نارنج گلشن شد
دل من از فراقش مشق شیون کرد و بیجا
جرس شد ناله شد درها حسب حال غافل شد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
