Machine transcription
۱۳
چو موسقار دل در ناله زارست از دستت
در افغان عاشق محزون گرفتارست از دستت
مرا تنها نه در هجران دل افگارست از دستت
قلم در نامه من چشم خونبارست از دستت
پی قتلم چه خنجر میکشی یکره تماشا کن
دلم صد پاره ای شوخ ستمگارست از دستت
خدارا جان بلب دارم برقم قدم نِه
دو چشم انتظارم برامید چارست از دستت
ز روی ناز افکندی نقاب ای شوخ دانستم
در افغان بلبل شوریده بسیارست از دستت
ز هجران ناله میسازم ز مژگان سنگ میریزم
ببین ابر بهاری را که در بارست از دستت
گر مختار حسرت افگندی بر و تار است از دستت
تار و پود نشاطم چون شب تار است از دستت
آنکه دارد قصد قتل عاشقان پیداست
و آنکه چشمش میکند آهنگ جان پیداست
آنکه دین دل ربود از کافر و مؤمن بجا
چون کنم ار چشم و نوش بیان پیداست
آنکه شور افتاده در عالم ز شهد خندهاش
روشنم کرده در آن شیرین لبان پیداست
آنکه باشد در خم چوگان او کوی فلک
شهسوار این وسیع میدانگان پیداست
آنکه از شمشیر نازش میرسد بر عاشقان
در دمش سرچشمه آب حیات جاودان پیداست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
