Machine transcription
جلد دوم
۵۴۷
کتاب الشهادة
المدعی علیه فان شهد الشهود بالالف لها على المدعى عليه في الاصل قضی بها على شهود
البراءة فضمنأ ولا يرجعان على المشهود له بالبراءة خزانة المفتين وعالمكيرى وبحر
و اگر مردی دعوی کرد بر مردی یکهزار درم را پس بآن هزار درم دو شاهد گذرانید
و آن کسیکه شاهدان بهزار درم بر او گذرانیده شده گذرانید دو شاهد را باین که
بدرستی این مدعی ابرا کرده است برای او از ان هزار درم یا گواهی دادند
آن دو شاهد باینکه بدرستی مدعی ابرا کرده است برای او از هر اندک و بسیاری
که دعوی مینمود بر او پس عادل کرده شدند این گواهان و با هم یکجا شدند هر دو
طایفه گواهان نزد قاضی پس بدرستی که میشاید مر قاضی را که نشنود و قبول نکند
از گواهان آن گواهانیکه گواهی بمال داده اند پس اگر قاضی عمل کرد بگواهی انان
ابرا و پس حکم کرد بآن ابرا و بعد از ان آن شاهدان ابرا رجوع کردند از
گواهی خود پس بدرستی که قاضی تکلیف کند بر مدعی بگذرانیدن شاهدان بآن
هزار درم دوم بار و نظر نکند قاضی بآن شاهدانیکه پیشتر گذشته اند اگر ابرا کرده
بود قاضی این را که تاوان ده بگرداند شاهدان ابرا کردن را زیرا که قاضی حکم
نکرده است بگواهی ایشان باصل مال و وقتی که مدعی باز گذرانید شاهدانرا بر
خصم او در ان آن شاهدان ابرا اند که رجوع کرده اند از گواهی خود زیرا که مدعی
دعوی میکند بر ایشان تاوانرا پس گذرانیدن شاهدان او بهزار درم صحیح نمیشود
بآن دین مگر بحضور شاهدان نه بحضور مدعی علیه پس اگر شاهدان گواهی دادند
بهزار درم که بدرستی این هزار درم در اصل دین است بر مدعی حکم کند قاضی
بان هزار درم بر شاهدان ابرا و پس آن شاهدان ابرا و تاوان میستانند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
